اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٤٥ - و اما تفسير الرحمن الرحيم
و حالت سوم از نتايج آن مىباشد و اگر اين را پذيرفتيم، ديگر در اطلاق اين صفت بر خداوند، لازم نيست كه به تجوز و چشمپوشى، قائل شده و بگوئيم مقصود از آن تنها اثبات غايت و نتيجه اين صفت براى خداوند است، چنانكه كسانى كه چنين پنداشتهاند كه رقت و نرمدلى جزء حقيقت اين صفت است، و از طرفى چون نمىتوانستند كه اين تغيير حالت را به ذات اقدس حق نسبت بدهند، بر اين شدهاند كه بگويند اطلاق لفظ رحمان و رحيم بر خداوند از باب مجاز بوده و از نسبت اين صفت به خداوند تنها غايت و هدف آن منظور است، ولى بنا بر آنچه كه ما گفتيم اطلاق «رحيم» بر خداوند، از باب الغاء حقيقت اين صفت و اعتبار غايت و نتيجه آن نيست، بلكه براى رحمت پروردگار هم چون ساير افعال خداوندى، مبادى وجوديهاى است كه بىنياز از تحقق است و اين همان حقيقت معانى اين الفاظ است، بنابراين، حقيقت رحمت، همان معنائى است كه باعتبار آن همه ممكنات مورد رحم و عطوفت پروردگار قرار مىگيرند، و آن، همان حقيقت اسم رحيم است كه از اسماء مخلوقه عينيه حضرت ذو الجلال مىباشد، چنانكه از رسول خدا ٦ روايت شده كه فرمود:
ذات اقدس حق را صد رحمت است كه يكى از آنها را به زمين نازل نموده و آن را بين خلق تقسيم نمود، پس هر چه محبت و مهربانى و عطوفت در اين دنيا است از همان يك قسمت است، و نود و نه قسمت ديگر را براى خود نگهداشت، تا در قيامت نسبت به بندگانش مبذول دارد، بنابراين اطلاق رحمان بر خداوند متعال باعتبار آفرينش رحمت رحمانيه او، و اطلاق رحيم، باعتبار قيام رحمت، به ذات اقدس حق است، آنهم قيام صدور، نه قيام حلول، پس رحمت رحمانيتش عبارت از افاضه وجود منبسط