اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢١ - فصل دوم در عبرت و تفكر در اين امر
هريك مرتبهاى از انتظار خير و خوبى است.
آنكس كه در زمين حاصلخيزى گندم بكارد و هر زمانى هم كه آن زمين احتياج به آب داشته باشد آبياريش كند و در انجام كارهائى كه بايد در آن زمين انجام دهد كوشا باشد، و بعد از خدا بخواهد كه از اين زراعت بهترين محصولى كه از چنين زراعتى اميد مىرود نصيب او فرمايد به آن «رجاء» گويند و اگر كسى در زمينى حاصلخيز گندمى كاشت و در بعضى از مواردى كه زمين احتياج به آب داشت آن را آب داد و بقيه را به انتظار باران نشست آنهم در منطقهاى كه شرايط جوى آن بگونهاى است كه اكثر سالها باران كفايت اين امر را مىكند اين را «امل» گويند.
و اما اگر كسى در زمينى كه شرايط جوى آن بگونهاى است كه كمتر سالى مىشود كه باران كشتزارهاى آن منطقه را سيراب كند گندمى كاشت و اصلا آن را آب نداد بلكه بانتظار باران نشست چنين كسى اگر اميد به برداشت محصول فراوانى از آن زمين داشته باشد، به اين اميد نه رجاء مىگويند و نه امل بلكه آن «امنيه» و آرزويى بيش نيست.
و كسى كه در زمينى جو بكارد و اصلاهم بآن نرسد و بعد اميد برداشت گندم داشته باشد اين چيزى جز حماقت و سفاهت نيست.
و اما اين سخن پيامبر كه فرمود:
يا مبدل السيئات باضعافها من الحسنات.
اين از قبيل آنچه از راههاى اسباب متعارف بدست مىآيد نيست، بلكه براى اين امر يك سبب لطيف معنوى است كه يك طرف آن بدست خود مكلف است و آن اينكه او همه خير و خوبىها و بلكه همه