اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٧٤ - در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است
و اى كاش چنين بود، ولى جماعتى بعدم كفايت استغفار فتوا دادهاند، و عزم بر ترك را كه ارتكاب دوباره جرم خلاف آن عزم است، را شرط مىدانند.
ديگر از عواملى كه صغيره را در زمره كبائر قرار مىدهد سرور و خوشحالى از گناه صغيره و آن را نعمتى پنداشتن است و اين در صورتى است كه فاعل به گناه بودن آن عمل عالم باشد، و لكن اگر باين مطلب كه اين عمل از جمله معاصى است جاهل بوده و در جهلش مقصر نباشد و خوشحالى و سرورش از انجام آن عمل بدين خاطر باشد كه آن را كارى نيك و موجب تقرب به خدا مىپنداشته گمان نمىكنم كه اين سرور و خوشحالى سبب شود كه حتى آن عمل از جمله گناهان صغيره باشد و ممكن است كه براى او از جمله محرمات هم بحساب نيايد بلكه در بعضى از موارد امكان دارد كه بواسطه اين سرور پاداش هم به او داده شود.
خلاصه كلام آنكه سرور و شادمانى بواسطه تمكن و دست يابى به گناه صغيره، آن گناه را در زمره كبائر در مىآورد و لذا بر مؤمن لازم است كه بر گناهان خود افسوس خورد و بر آنها متأسف باشد و از اينكه به انجام عملى كه موجب دورى او از رضاء حضرت حق گشته مبتلا شده خود را در معصيت بداند. عامل ديگر اظهار گناه است زيرا اين عمل خود كفران نعمت سرّ و پوشيده داشتن گناه از جانب حق تعالى است. و گاه مىشود كه باعث تحريك ديگران به انجام گناه مىشود بلكه گاهى خود وسيله براى سرور و شادمانى به گناه مىشود، گذشته از اينها، مجرد اظهار گناه ملازم با هتك نواميس الهى است گرچه هيچيك از آنچه كه ذكر شد در آن نباشد، در كافى از امام رضا ٧ رسيده كه آن حضرت از رسول خدا ٦