اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٧٣ - در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است
است، فرمود مرد گناهى مىكند و مىگويد: خوشا بحال من اگر غير از اين گناهى برنمىداشتم، و در جاى ديگر فرمود: خدا بندهاى را كه در ارتكاب گناه كبيره از او طلب مغفرت كند دوست مىدارد و بندهاى را كه گناه را اندك و حقير بشمارد دشمن مىدارد. و خلاصه آنچه صغيره را بزرگ مىنمايد اصرار بر آن است، در روايت رسيده:
لا صغيرة مع الاصرار و لا كبيرة مع الاستغفار.
با اصرار بر گناه صغيرهاى نخواهد بود و با استغفار كبيرهاى نخواهد ماند. و در عرف اهل لغت «اصرار» عبارت از ادامه بر امرى است، و لكن استغفار حكم سابق را باطل مىسازد، بنابراين ارتكاب گناهى براى بار دوم در صورتى كه در مرتبه اول از آن استغفار نموده و تصميمى هم كه منافى با استغفار باشد نداشته، در حكم ارتكاب گناهى غير تكرارى است.
از امام باقر ٧ در تفسير آيه شريفه «وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» رسيده كه آن حضرت فرمود: اصرار اينست كه آدمى گناهى مرتكب شود و استغفار نكند و نفس خود را براى توبه از آن گناه آماده نسازد اين اصرار بر گناه است.
مىگويم احتمال دارد كه مراد از استغفار در اينجا توبه باشد چنانكه در بعضى از روايات چنين است بنابراين جمله «و نفس خود را براى توبه آماده سازد» عطف تفسيرى خواهد بود، و ممكن است به معناى دعا براى آمرزش آن گناه باشد كه در اين صورت اصرار بر گناه دو شرط خواهد داشت يكى عدم استغفار و ديگرى عدم توبه، و در اين صورت اگر يكى از اين دو شرط موجود باشد بنده مصر بر گناه نخواهد بود،