اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٦٧ - در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است
فرومىبرد و انسان كارى مىكند كه تداركش ممكن نيست مثل اينكه مسلمانان را گمراه سازد و آنان بواسطه گمراهى او كافر شوند و بر همان حال كفر بميرند «نعوذ باللّه» و اما اگر توبه با آن شرايطى كه گفتيم ممكن باشد شكى در قبول آن نيست.
از امير المؤمنين ٧ روايت شده كه آن حضرت فرمود: گناهان بر سه قسم است، گناهى كه بخشيده شده و گناهى است كه بخشيدنى نيست و گناهى است كه نسبت بصاحبش هم اميد عفو مىرود و هم بر او ترسيده مىشود، گفته شد اى امير مؤمنان آنها را براى ما بيان فرما حضرت فرمود اما آن گناه كه بخشيده شده گناهى است كه خدا او را بر آن گناه در همين دنيا عقوبت نموده است و خداى متعال بردبارتر و بزرگوارتر از اين است كه بنده را دو مرتبه بر يك گناه عقوبت كند، و اما گناهى كه خدا آن را نمىآمرزد، ظلم بندگان بعضى نسبت به بعضى ديگر است كه خداى متعال آنگاه كه براى خلقش ظاهر شد بذات خود سوگند ياد نمود و فرمود سوگند به عزت و جلالم كه ظلم هيچ ظالمى (بدون مجازات) از من نگذرد و لو مشتى به مشت و يا دستى به دستى و شاخ زدن حيوان شاخدار بحيوان بدون شاخ، از همه آنها قصاص گرفته مىشود تا اينكه مظلمهاى براى احدى باقى نماند، سپس خدا آنها را براى حساب بر مىانگيزاند.
و تو اگر در اين خبر شريف تأمل كنى مىيابى كه مراد امام ٧ از گناهى كه بخشوده نمىشود گناهى است كه به رد مظالم و جلب رضايت طرف تدارك نشده باشد و اينكه در خبر آمده در صورتى است كه گناه و ظلم بهمان حال باقى باشد و آن موردى كه فرمود: اميد عفو مىرود يا