اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٠٠ - حقيقت نماز به وجود شش معنا كامل مىگردد
و خلاصه كلام آنكه در اصل، وضع اسم براى معناى آن هست و اگر بر صورت اطلاق مىشود از باب مجاز و بلكه در بعضى موارد اشتباه است.
حال كه اين مطلب برايت محقق شد بدانكه آنچه كه از اخبار فهميده مىشود اينست كه
حقيقت نماز به وجود شش معنا كامل مىگردد:
اول: حضور قلب، و مراد از آن خالى بودن دل از غير نماز و حضور دل نزد افعال و اقوال آن است، در اين صورت است كه فعل و قول مقرون به علم بوده و چنين نخواهد بود كه انسان عملى از اعمال نماز را بجاى آورد درحالىكه فكرش بجاى ديگرى مشغول است، و اگر چنين بود حضور قلب حاصل شده است.
دوم: تفهم و دريافتن، و مراد از آن اينست كه قلب انسان نزد معانى اعمال چه قول و چه فعل باشد و اين امرى زائد بر حضور قلب است، زيرا حضور قلب بحضور دل نزد الفاظ و صورت افعال تحقق مىيابد گرچه انسان از حقايق آن الفاظ و اعمال و از معانى و تدبر در آنها غافل باشد، ولى تفهم و دريافتن، درك معانى اعمال و اقوال است.
سوم: تعظيم ذات اقدس حق و بزرگداشت عبادت او است.
چهارم: هيبت است كه عبارت از خوف و ترسى است كه از تعظيم و اخلاص حاصل مىشود.
پنجم: رجاء به فضل خداوند و قبول او است.
ششم: حياء، و آن تأمل در هر چيزى است كه مخالف با توحيد ذات اقدس حق و معرفت او است و منشأ آن خود را مقصر دانستن و گناهكار پنداشتن است.