اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٠ - فصل دوم در عبرت و تفكر در اين امر
عظمت و جلالت او حد و نهايتى نيست قبح آن عمل هم نيز در همان مرتبه غير متناهى خواهد بود. و باز اگر عمل خلاف نسبت به كسى از انسان سر بزند كه در جهتى از جهات ولايتى بر انسان دارد قبح عمل و حياء متخلف زيادتر خواهد بود و هر چه اين جهت ولايت بيشتر شود قبح خلاف و حياء متخلف بيشتر مىگردد تا اينكه به ولايت ايجاد منتهى شود و كار به جائى رسد كه بنده نسبت به آفريدگار خود مرتكب عمل خلافى شود، و باز گذشته از جنبه ولايت، اگر آن كسى كه خلاف نسبت به او انجام مىگيرد منعم اين متخلف هم باشد، در قبح مخالفت مىافزايد و حياء متخلف بيشتر خواهد شد و هر چه نعمت بيشتر باشد قبح و حياء بيشتر خواهد بود، حال بايد ديد معصيت پروردگارى كه نعمتهايش از شماره افزون است چه اندازه قبيح و چه اندازه باعث حياء و شرمسارى خواهد گشت، و باز اگر براى متخلف، جنايتى غير از آن خلاف اولى هم باشد باز قبح عمل و حياء متخلف بيشتر خواهد بود و هر چه جنايات و خلافها بيشتر شود قبح اعمال و حياء متخلف بيشتر خواهد بود تا جائى كه جنايات و خلافها بحدى برسد كه از شماره بيرون باشد.
خلاصه كلام آنكه آنگاه كه روز قيامت فرارسد و براى مردمان آنچه را كه بحساب نمىآورند آشكار شود و سيئات و بدىهاى اعمالشان بر ملا شود و هركس آنچه را كه انجام داده حاضر شده ببيند و حقايق امور منكشف شده و ميزان حسنات و سيئات هركس مشخص شود، در اين شرايط پروردگار مهربان يكى از بندگان خود را فرا خواند و شكر نعمتهائى را كه به او ارزانى داشته مطالبه كند و بگويد اى بنده من تو عدم محض بودى كه من تو را ايجاد كردم بدون اينكه وجود و ايجاد تو