اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٩٩ - فصل«در بيان رو بقبله نمودن»
هُنالِكَتَبْلُواكُلُّنَفْسٍماأَسْلَفَتْوَرُدُّواإِلَىاللَّهِمَوْلاهُمُالْحَقِّ.
ترجمه: اينجا است كه هركس هر آنچه را كه پيش فرستاده است بيازمايد، و همه بسوى خدا كه سرپرست و مولايشان است بحق بازگردانيده- شوند. و با قدم خوف و رجاء در پيشگاه او بايست: انتهى.
مىگويم، پس از ايمان، خوف و رجاء اصل هر خيرى است و مؤمن مىبايست كه پيوسته به اين دو صفت متصف باشد زيرا مراد هر كسى در اين دنيا دستيابى به سعادت است، و كدامين سعادت نزد مؤمن، مثل لقاء پروردگار و انس با او است، و اين جز بتحصيل محبت او حاصل نشود، و تحصيل محبت او جز پس از معرفت نصيب انسان نگردد و معرفت جز بدوام فكر بدست نيايد و دوام فكر غالبا جز با ذكر و ياد خدا حاصل نمىشود، و ذكر و فكر جز بدور ساختن خويش از مشاغل دنيائى و قطع الفت و دوستى شهوات و خواستههاى نفسانى فراهم نشود، و اين جز با كندن محبت دنيا و خواستههاى دنيائى از دل بدست نمىآيد، و بركندن ريشههاى محبت دنيا و شهوات آن، جز بصبر در مقابل آنها حاصل نمىشود و صبر هم جز با خوف و رجاء تحقق نمىپذيرد.
اما حقيقت خوف عبارت است از تألم و درد كشيدن قلب و احتراق و سوختن آن بخاطر انتظار امر ناخوشايندى كه در آينده واقع مىشود، حال اين مكروه يا حصول شقاوتى است و يا فقدان و از دست دادن سعادتى، و منافاتى بين خوف و رجاء نيست، بلكه بين اين دو تلازم است، و آنچه كه با يكديگر منافات دارد، قنوط و نااميدى با رجاء و اميدوارى، و امن با خوف است.