اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٧٩ - فصل اول در معناى نماز
روح نماز را دارا نبود، اين نماز در بازداشتن انسان از فحشاء و منكرات هم هيچ اثرى نخواهد داشت نه جزئى، و نه كلى، ولى اگر بعضى از مراتب روح را با خود داشت لا محاله بهمان اندازه اثر خواهد گذاشت، و اين مطلب هم بايد دانسته شود كه چنين نيست كه هر نمازى هر اندازه كم هم كه از مراتب روح را دارا باشد مقبول پيشگاه الهى و مرفوع به آسمان است، بلكه آنچه از بعضى از روايات فهميده مىشود نمازى مقبول است كه لا اقل يكدهم آن با حضور قلب و اقبال به پيشگاه ذات بارىتعالى انجام گرفته باشد كه هر چه از آن نماز با اين خصوصيات انجام گرفته باشد قبول مىشود، و اما نمازى كه كمتر از يكدهم آن با حضور قلب باشد اصلا بالا نمىرود، بنابراين از آنچه بيان شد اين نتيجه بدست مىآيد كه نمازى كه از جميع وجوه فاقد روح و از جميع جهات بدون حضور قلب باشد اين نماز ثمرهاى جز دورى بنده از خدا نخواهد داشت. و اين نماز، نماز كسى است كه براى ريا و يا از روى استهزاء و مسخره نماز بخواند، و الا كه نمازى كه يكدهم و يا بيشتر آن با حضور قلب انجام گيرد بهمان اندازه مورد قبول واقع مىشود.
اگر كسى بگويد اين گفته مخالف حكم مركبات است، زيرا مركبات به انتفاء بعضى از اجزاء آن منتفى مىشود و لازمه اين قاعده اين است كه نماز هم و لو بفقدان روح در يك جزء از آن باطل شود، چون آنچه مطلوب است اين است كه تمام ده جزء نماز با روح و با حضور قلب باشد، و هرگاه يك جزء از اجزاء آن فاقد اين خصوصيت بود، بحكم عقل حقيقت نماز منتفى خواهد بود.
مىگويم بلى، مقتضاى قاعده چنين است، ولى در بعضى اخبار