شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٤٦ - ٢- - معناى تبعيت در وجوب غيرى
يعنى تا مكلف مستطيع نشده مأمور به حج نيست اما استطاعت كه آمد از سوى مولى استقلالا امر به حج پيدا مىكند بخاطر وجود مصلحت ملزمهاى كه در حج مىباشد و هكذا در امر به صلات بدنبال حصول بلوغ يا دخول وقت و هكذا وجوب زكاه كه بدنبال حصول تمكن مالى است پس خلاصه مجرد تأخر در رتبه است و الا هر دو مستقل هستند.
سؤال:آيا منظور از تبعيت در ما نحن فيه اين معنى است؟ جواب:خير همان گونه كه معناى اولى منظور نبود اين معنى هم منظور ما نيست زيرا تبعيت به اين معنى با حقيقت مقدميت نمىسازد زيرا تبعيت باين معنى نتيجهاش آن است كه همانطور كه ذى المقدمه يك وجوب نفسى و استقلالى دارد مقدمه هم يك وجوب استقلالى دارد فقط وجوب ذى المقدمه تقدم وجودى دارد يعنى اول او واجب شد مستقلا سپس اين واجب شد مستقلا و اين معنا با حقيقت مقدميت منافات دارد چون حقيقت مقدميت چيزى غير از ايصال مكلف به ذى المقدمه نيست.هدف از اصل وجوب المقدمة بمنظور ايصال است هدف از وجود مقدمه هم رسيدن به ذى المقدمه است و از خود هيچ استقلالى ندارد و فانى در ذى المقدمه است:
معناى سوم:تبعيت به معناى معلول بودن باشد.
وجوب مقدمه تابع وجوب ذى المقدمه است يعنى معلول او است و همانطورىكه در نظام تكوينى مىگوئيم حرارت معلول نار است و منبعث از او است.يا روشنائى عالم معلول طلوع شمس است همچنين در نظام تشريع و قانونگذارى هم وجوب مقدمه معلول وجوب ذى المقدمه باشد يعنى وجوب ذى المقدمه تأثير بگذارد در وجوب مقدمه و او را ايجاد كند:
جناب مظفر مىفرمايد:گويا مراد مشهور اصوليين از تبعيت همين معنا است يعنى معلوليت به دو دليل:
١-دليل اول:مشهور اصوليين گفتهاند وجوب مقدمه تابع وجوب