شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٤٤ - ٢- - معناى تبعيت در وجوب غيرى
منتهى تبعيت معانى مختلفى دارد كه بايد تحقيق كنيم كه كداميك از آن معانى در اينجا منظور نظر است؟مىفرمايد تبعيت چهار معنا دارد:
١-معناى اول:تبعيت به معناى مجازيت و عرضى بودن است، وجوب مقدمه يك وجوب تبعى است يعنى يك وجوب مجازى و بالعرض است يعنى در باب مقدمه و ذى المقدمه حقيقتا يك وجوب بيشتر نيست كه اسناد آن به ذى المقدمه،حقيقتا و اولا و بالذات است و بسوى مقدمه،مجازا و ثانيا و بالعرض است.نظير اسناد حركت بسوى سفينه و سرنشينان سفينه كه مىگوئيم:سفينه حركت مىكند،جالس سفينه هم متحرك است.در اينجا حقيقتا و خارجا يك حركت است كه هم اسناد داده مىشود به كشتى و هم به سرنشينان كشتى منتهى اسناد به خود كشتى حقيقت است ولى به جالس سفينه مجازا و از باب واسطه در عروض است و الا جالس سفينه حقيقتا متحرك نيست بلكه در گوشهاى نشسته يا خوابيده يا منظرۀ زيباى دريا را تماشا مىكند و نظير اسناد وجود و هستى بسوى لفظ و معنى كه مىگوئيم:
اللفظ موجود و المعنى ايضا موجود:منتهى اسناد وجود بسوى لفظ حقيقى است چون متكلم در حين تكلم الفاظ را ايجاد مىكند و به مخاطب القاء مىكند و بسوى معنى مجازى است چون متكلم معانى را مستقيما ايجاد نكرده بلكه بتوسط الفاظ اين معانى موجود مىشوند كه در حقيقت وجود واحدى است كه منسوب الى اللفظ اولا و بالذات و الى المعنى ثانيا و بالعرض.
سؤال:آيا منظور از تبعيت در ما نحن فيه به اين معنى است؟ جواب:خير اين معنى از تبعيت مراد نيست به دو دليل:
١-بدليل اينكه طبق اين معنى از تبعيت ما يك وجوب حقيقى بيشتر نداريم كه همان وجوب ذى المقدمه است و وجوب ثانى،يعنى وجوب مقدمه،وجوب مجازى است درحالىكه ما مىخواهيم بگوئيم همانطورى كه ذى المقدمه حقيقتا وجوب دارد،مقدمه هم حقيقتا