شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٥ - ٩- - المقدمة العبادية
شرعى مقدمه ملازمۀ عقليه هست يا نه؟
به عبارت ديگر خود عقل ادراك مىكند لابديت مقدمه را و حكم بلزوم اتيانش مىكند اما آيا علاوه بر اين ادراك هم مىكند كه اين مقدمات عند الشارع هم لزوم دارند يا نه؟در مسئله اقوال فراوانى است كه همچنان با مرور زمان بيشتر شده و مىشود و به نظر ما اهم آن اقوال ١٠ قول است كه بترتيب ذكر مىكنيم:
١-مشهور علما برآنند كه مقدمۀ واجب مطلقا واجب است در قبال تفصيلات بعدى.
٢-گروهى از متأخرين از قبيل مرحوم كمپانى و مرحوم حكيم و مرحوم مظفر و...معتقدند كه مقدمۀ واجب مطلقا واجب نيست.
٣-جمعى تفصيل دادهاند ميان مقدمات سببيه مثل اجراى صيغۀ عتق يا طلاق كه سبب براى فراق و حريت است با ساير مقدمات از قبيل شرط،عدم المانع،معد،گفتهاند مقدمات سببيه واجب نيستند ولى ساير مقدمات واجبند.
تعريف اين امور:اصوليين قديم مقدمۀ خارجيه را در كتب اصوليه تفصيلا بازگو مىكردند و براى آن پنج قسم ذكر مىكردند.
الف-سبب يا مقتضى ب-شرط ج-عدم المانع د-معد ه-علت تامه.
الف-سبب و مقتضى:عبارتست از آن مقدمۀ خارجيهاى كه تأثير در وجود شىء مىكند مثل نار نسبت به احراق
ب-شرط:آن مقدمۀ خارجيهاى است كه خودش اثر ندارد در تحقق ذى المقدمه لكن اثرش اين است كه اگر مقتضى بخواهد تأثير كند در وجود مقتضى بايد اين شرط باشد مثل محاذاة و مماس بودن نار با فرش.
ج-عدم المانع،مانع آن است كه نمىگذارد مقتضى تأثير در وجود احراق كند مثل رطوبت و عدم اين مانع از مقدمات است المانع ما يلزم من وجوده العدم و لا يلزم من عدمه الوجود.