شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٨١ - ٨- - المقدمات المفوتة
جواب:فرق آنست كه در واجب مشروط على المشهور اصل وجوب مشروط است به مجىء وقت يا سائر شروط ولى در واجب معلقى كه صاحب فصول مىگويد اصل وجوب معلق و مشروط بر امرى نيست بلكه وجوب فعلى و مطلق است و اين واجب يا عمل مكلف است كه معلق بر يك امر استقبالى است.
و لكن نقول:جناب مظفر دو ايراد بر اين طريقه دارند:
١-اولا ما واجب معلق را قبول نداريم.يعنى قبول نداريم كه ممكن باشد زمان وجوب،بر زمان واجب مقدم باشد بلكه مدعى هستيم كه زمان وجوب بايد همزمان با زمان واجب باشد و در ادامۀ همين امر هشتم روشن خواهيم ساخت انشاءالله تعالى.
٢-ثانيا:برفرض كه واجب معلق يك امر ممكن باشد مىگوئيم اينكه شما فرموديد در واجبات موقته قيد كه وقت باشد برگشت به واجب مىكند و قيد واجب است نه قيد وجوب محتاج به اثبات است و ما از شما مطالبه بدليل اين مطلب مىكنيم و صرف اينكه در مقدمات مفوته مقدمه پيش از زمان وجوب ذى المقدمه واجب مىشود دليل آن نمىشود كه ما واجب معلق شما را بپذيريم،زيرا كه راه بهترى داريم براى حل آن مشكل و تصحيح وجوب مقدمات مفوته قبل از وجوب ذى المقدمه كه بزودى بيان خواهيم كرد و از آن راه اين مطلب را روشن خواهيم ساخت بدون نياز به اختراع واجب معلق.
طريقۀ شيخ انصارى:دومين كسى كه درصدد توجيه و حل مشكل مذكور برآمده و راهحلى را پيشنهاد نموده جناب شيخ انصارى است.
مقدمتا بايد بدانيم كه در مورد واجبات مشروط و به عبارت ديگر قضاياى شرطيهاى كه متضمن بيان حكم شرعى هستند از قبيل (ان كنت مستطيعا يجب عليك الحج-اذا دخل الوقت فصل و...) اختلاف است كه آيا اين قيد،قيد مادۀ امر است و يا قيد هيئت امر؟