دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧ - ٣/ ٣ خبرهاى غيبى در امور گوناگون
را جعفر مىنامى» و آن دو، همان گونه كه امام عليه السلام فرمود، به دنيا آمدند.
براى سفر حج آماده شدم و از مردم خداحافظى كردم و در آستانه رفتن بودم كه پيام آمد: «ما خوش نداريم بيرون بيايى؛ ولى تصميم با توست». دلتنگ و اندوهگين شدم و نوشتم: من گوش به فرمان و مطيع هستم؛ امّا باز ماندنم از حج، مرا اندوهگين كرده است.
توقيع آمد كه: «دلتنگى مكن، كه به زودى إن شاء اللَّه در سال آينده به حج مىروى». سال بعد، نامهاى نوشتم و اجازه خواستم. اجازه آمد. نوشتم كه محمّد بن عبّاس را كه به دين و پارسايى او اطمينان دارم، همسفر خود قرار دادهام. توقيع آمد: «اسدى، خوب همسفرى است. اگر آمد، كس ديگرى را جاىگزين او مكن». اسدى آمد و با او همسفر شدم.[١]
٧٣٦. الكافى- به نقل از حسن بن فضل بن زيد يمانى[٢]-: پدرم با خطّ خودش، نامهاى [به ناحيه مقدّسه] نوشت. پاسخش آمد. بعد من هم با خطّ خودم نوشتم. پاسخ آن نيز آمد. سپس مردى از فقهاى همكيش ما، به خطّ خود، نامهاى نوشت؛ امّا پاسخ او نيامد. تحقيق كرديم.
ديديم علّتش اين است كه آن مرد، قَرمَطى[٣] شده است.
به عراق رفتم و [قبل از آن] به طوس رفته بودم.[٤] بر آن شدم تا دليلى روشن [از
[١]. الكافى: ج ١ ص ٥٢٢ ح ١٧، الغيبة، طوسى: ص ٤١٦ ح ٣٩٣( در اين منبع، بخش آغازين حديث نيامده است)، الإرشاد: ج ٢ ص ٣٦٣، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٤٥، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٠٨ ح ٢٤.
[٢]. حسن بن فضل بن زيد(/ يزيد) يمانى: از مشايخ كلينى است. شيخ صدوق، نام او را در شمار كسانى شمردهكه بر معجزههاى امام زمان عليه السلام آگاه بودهاند و او آنها را ديده است. نام او در كشف الغمّة،« حسين بن فضل بن يزيد همانى» آمده است( ر. ك: ج ٥ ص ٩٥ ح ٨١٠« و اين افراد»، معجم رجال الحديث: ج ٦ ص ٨٨ ش ٣٠٦٣؛ مستدركات علم رجال الحديث: ج ٣ ص ٢٣ ش ٣٨٧٤).
[٣]. قرمطيان، گروهى هستند كه ظاهراً به امامت محمّد بن اسماعيل بن امام صادق عليه السلام معتقدند و در واقع، معتقد به الحاد و باطل بودن شريعت اند؛ چون بيشتر حرامها را حلال مىدانند و نماز را اطاعت از امام و زكات را خمس دادن به امام و روزه را پنهان كردن اسرار، و زنا را بر ملا كردن اسرار، تأويل مىكنند. وجه نامگذارى اين گروه به قرمطيان، اين است كه در آغاز كار اين گروه، يكى از رهبران آنها با خطّ مقرمط( كلمات را تنگ و باريك و ريز و در كنار هم نوشتن) مىنوشت. بنا بر اين، او را به« قرمطى»- كه جمعش قرامطه است- نسبت دادند.
[٤]. در مرآة العقول( ج ٦ ص ١٨٧) آمده است:« ظاهراً" واو" در" و زُرْت العراق" حاليّه است؛ يعنى قبلًا امامرضا عليه السلام را در طوس خراسان زيارت كردم و بعد، آهنگ حج نمودم و به زيارت ائمّه عراق رفتم».