دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩١ - ٣/ ٣ خبرهاى غيبى در امور گوناگون
كوفه نوشته و فرستاده است و اين از آن روست كه ابو غالب، خود براى ما گفت: ما ابو القاسم حسين بن روح را پيش از سفارت و نيابت امام عصر عليه السلام مىديديم؛ امّا به ديدن ابو جعفر شلمغانى كه مىرفتيم، نمىتوانستيم او را ملاقات كنيم.
و اين دو گزارش را من شفاهى شنيدم و آن دو را ننوشتم؛ امّا كسان ديگر، آن را نوشتهاند و آن قدر فراوان نقل و حكايت مىشود كه من خود، بىشمار، آن را از او شنيدهام، و خدا را هميشه مىستايم و سپاس مىگزارم و خداوند بر محمّد و خاندانش درود و سلام بفرستد.[١]
٧٣١. الكافى- به نقل از حسن بن خفيف، از پدرش-: چند خدمتكار به مدينة النبى فرستاد[٢] و دو خادم، آنها را همراهى مىكردند.[٣] به خفيف هم نوشت كه با آنها برود و وى با آن خدمتكاران، همراه شد. به كوفه كه رسيدند، يكى از آن دو خادم، شراب خورد. هنوز از كوفه خارج نشده بودند كه از عسكر، نامهاى در باره برگرداندن آن خادم شرابخوار آمد و از كار بركنار شد.[٤]
٧٣٢. كمال الدين- با سندش به نقل از ابو الحسن جعفر بن احمد-: ابراهيم بن محمّد بن
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٣٢٣ ح ٢٧٢( با سند صحيح).
[٢]. در الوافى آمده است:« يعنى صاحب عليه السلام، چند خدمتكار از سامرّا به مدينه فرستاد».
[٣]. در مرآة العقول آمده است:« چند خدمتكار يعنى چند غلام. شايد اين عدّه، غلامان خود امام عليه السلام و پدر بزرگوارش بودهاند و آنها را فرستاده كه در مدينه ساكن شوند تا حكومت از آنها و از امام عليه السلام غافل شود، يا براى خدمت، به مسجد و ضريحهاى مقدّس بروند. آن دو خادمِ همراه آنان، غلام نبوده؛ بلكه اجير بودهاند».
[٤]. الكافى: ج ١ ص ٥٢٣ ح ٢١، عيون المعجزات: ص ١٣٥( با عبارت مشابه)، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣١٠ ح ٢٩.