دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - ٣ عمر بن عبد العزيز(م ١٠١ ق)
خواهد گرداند.[١]
٣. عمر بن عبد العزيز (م ١٠١ ق)
سياه بودن عصر اموى و خلفاى آن، سبب شد تا همه ستايشهاى احتمالى، به عمر بن عبد العزيز نسبت داده شود كه از جمله آنها به كار بردن لفظ «مهدى» در باره اوست. در نقلى برساخته از يهودى سابق، وهب بن منبه، آمده است كه گفت:
«إن كان فى هذه الامّة مهدى فهو عمر بن عبد العزيز؛[٢] اگر قرار باشد در اين امت، مهدى باشد او عمر بن عبد العزيز است».
اين خبر براى نشان دادن سابقه مهدويت در اين دوره، جالب است. شبيه همين نقل نيز از حسن بصرى در باره عمر بن عبد العزيز نقل شده كه گفت:
«إن كان مهدى فعمر بن عبد العزيز، و إلّافلا مهدى إلّاعيسى بن مريم؛[٣]»
. چنين مطالبى حتّى به سعيد بن مسيّب و قتاده نيز نسبت داده شده است.[٤]
برادر عمر بن عبد العزيز به نام اصح، او را
«أشجّ بنى اميّة الذى يملأ الأرض عدلًا؛»
خوانده است.[٥]
از همه عجيبتر، اين كه اين نقل جعلى، به نقل از امام باقر عليه السلام است كه:
«النبى منّا و المهدى من بنى عبد شمس و لا نعلمه إلّاعمر بن عبد العزيز؛[٦] پيامبر، از ما و مهدى، از بنى عبدشمس است و او را جز عمر بن عبد العزيز نمىدانيم».
نهادن نام مهدى، صرفاً روى عمر بن عبد العزيز نبوده؛ بلكه كسانى ديگر هم
[١]. التنبيه و الإشراف: ص ٢٧١.
[٢]. المعرفة و التاريخ: ج ١ ص ٦١٣، البداية و النهاية: ج ٩ ص ٢٠٠.
[٣]. تاريخ الخلفاء: ص ٢٧٩.
[٤]. البداية و النهاية: ج ٩ ص ٢٠٠.
[٥]. انساب الاشراف: ج ٨ ص ١٢٦، طبقات ناصرى: ج ١ ص ٩٨. نيز، البدء و التاريخ: ج ٢ ص ١٨٢. براى طرح اين پرسش از طاووس( از تابعين معروف) كه آيا عمر بن عبد العزيز به خاطر رفع جور و ستم، همان مهدى است؟ او پاسخ داد: مهدى هست و نيست؛ چون عدل را كامل نكرد( تاريخ دمشق: ج ٤٥ ص ١٨٩) طاووس در اين جا مهدى را به معناى لغوى آن به كار برده است( ر. ك: البداية و النهايه: ج ٩ ص ٢٠٠).
[٦]. الطبقات الكبرى: ج ٥ ص ٣٣٣.