دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣١ - ه - مستجاب شدن دعا براى اين افراد
شيعيان را فرا خواندم و جاى زخم را به او نشان دادم. گفت: ما دارويى براى اين نمىشناختيم.[١]
د- مستجاب شدن دعا براى ابو عبد اللَّه بن صالح
٧٠٢. الكافى- با سندش به نقل از ابو عبد اللَّه بن صالح[٢]-: سالى از سالها به بغداد رفته بودم. [از ناحيه مقدّسه] اجازه خارج شدن [از بغداد] خواستم؛ امّا به من اجازه داده نشد. بيست و دو روز ماندم و قافله به طرف نهروان[٣] رفته بود. سرانجام به من اجازه داده شد كه چهارشنبه بروم و به من گفته شد: در اين روز، خارج شو. من نوميد از رسيدن به قافله، بغداد را ترك كردم. به نهروان كه رسيدم، ديدم قافله هنوز آن جاست. همين قدر فرصت يافتم كه شترانم را علوفهاى دهم و قافله حركت كرد و من هم حركت كردم. [امام عليه السلام] براى سلامت من دعا كرده بود و از اين رو- خدا را شكر- گزندى نديدم.[٤]
ه- مستجاب شدن دعا براى اين افراد
٧٠٣. كمال الدين- به سندش به نقل از سعد بن عبد اللَّه-: هارون بن موسى بن فرات چيزهايى را [براى امام عليه السلام] نوشت و با قلم بدون دوات نيز درخواست دعايى براى دو پسر برادرش- كه زندانى بودند- نمود. جواب نامهاش كه رسيد، دعا براى هر دو
[١]. الكافى: ج ١ ص ٥١٩ ح ١١، الإرشاد: ج ٢ ص ٣٥٧، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢٤٦ ح ٣، الخرائج و الجرائح: ج ٢ ص ٦٩٥ ح ٩، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٢٩٧ ح ١٤.
[٢]. ابو عبد اللَّه بن صالح: در وسائل الشيعة، با عنوان عبد اللَّه بن صالح آمده است. به نظر مىرسد« ابو عبد اللَّه بنصالح» صحيح باشد، چنان كه در الكافى چند روايت از او به واسطه على بن محمّد نقل شده است. اين روايت بر رؤيت او و علاقهاش به امام مهدى عليه السلام دلالت دارد( ر. ك: ص ١٦٤ ح ٦٧١ و ج ٥ ص ٣٧ ح ٧٨٠.
[٣]. نهروان( به فتح نون و حركت سهگانه راء و به ضمّ نون و راء): منطقهاى است وسيع ميان بغداد و واسط از جانبشرقى و حدّ بالاى آن به بغداد متّصل است. در اين منطقه چند شهر متوسّط هست. جنگ معروف نهروان ميان امير مؤمنان عليه السلام و خوارج، در اين منطقه رخ داده است.
[٤]. الكافى: ج ١ ص ٥١٩ ح ١٠، الإرشاد: ج ٢ ص ٣٥٧، كشف الغمّة: ج ٢ ص ٤٥١، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٢٩٧.