دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٧ - ٢/ ٢ پاسخ پرسشهاى محمد بن عبد الله حميرى
[٦٩٠/ ١٩] سؤال كرده بود: اگر نابينايى را پيش از نابينا شدن براى گواهى بر چيزى حاضر كنند و سپس نابينا شود و نتواند دستخطّ خود را ببيند و بشناسد، آيا گواهى دادنش جايز است يا نه؟ و اگر اين نابينا، گواهى قبلى خود را به ياد آورد، آيا جايز است كه بر آن، شهادت دهد يا نه؟
جواب آمده بود: «هنگامى كه گواهى و زمان را به ياد داشته باشد، گواهىاش جايز است».
[٦٩٠/ ٢٠] سؤال كرده بود: مردى مزرعه يا مَركبى را وقف مىكند و براى [سپردن] اين وقف به يكى از وكيلان وقف، شاهد مىگيرد. سپس اين وكيل مىميرد و يا حالش دگرگون [و تباه] مىشود و كس ديگرى سرپرستى وقف را به عهده مىگيرد. آيا جايز است شاهد براى اين فرد جاىگزين، شهادت دهد؟ يا جايز نيست، در حالى كه مىدانيم اصل وقف براى يك نفر است [و اين دو فقط وكيلهاى اويند]؟
جواب آمده بود: «جايز نيست؛ زيرا شاهد براى وكيل نيامده بود؛ بلكه شاهد مالك بود، و خداوند متعال فرموده است: «و شهادت را براى خدا به پا داريد»».[١]
[٦٩٠/ ٢١] سؤال كرده بود: احاديث متعدّدى در باره ركعت سوم و چهارم نماز است كه برخى، خواندن سوره حمد را (بدون سوره)، در آن بهتر مىبينند و برخى مىگويند: تسبيحات اربعه در آن دو ركعت، بهتر است. حال كدام يك فضيلت دارد تا آن را بخوانيم؟
جواب آمده بود: « [حديثِ] خواندن سوره حمد در اين دو ركعت، [بهتر بودن قرائتِ] تسبيحات اربعه را نَسخ كرد. حديثِ ناسخ، اين سخن عالم عليه السلام است: «هر نمازى كه قرائت [حمد] در آن نباشد، ناقص است، مگر براى بيمار يا كسى كه فراموشكار است و بيم آن دارد كه [به دليل مشابهت ركعات،] اشتباه كند و نمازش باطل شود».
[٦٩٠/ ٢٢] سؤال كرده بود: در آبادى ما، براى گلودرد و گرفتگى صدا، رُبّ گردو درست مىكنند، به اين گونه كه گردوى تازه را قبل از سفت شدن مىگيرند و خوب
[١]. در نسخه وسائل الشيعة و بحار الأنوار،« لا يَجوزُ غَيرُ ذلكَ» آمده كه معنايش، جواز شهادت بر مسئله مىشود و اين با فقه و نيز استدلال به اين كه شاهد براى وكيل نبوده كه با مردن و بركنارىاش، شهادت از ميان برود و همچنين استشهاد به آيه كه ترغيب به شهادت دادن است، سازگارتر مىنمايد.( م)