دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٥ - ٣٢ چگونگى استخاره(ح ٦٩٠/ ٢٣)
برخى فقها مانند وحيد بهبهانى[١] و شيخ الشريعه اصفهانى قرار گرفته است.[٢]
٣٢. چگونگى استخاره (ح ٦٩٠/ ٢٣)
اصل مشروعيت استخاره، به هر معنايى كه باشد، با توجّه به احاديث بسيارى كه در باره آن وارد شده و برخى ادلّه ديگر، حكمى مورد اتّفاق است و كسى از فقها را سراغ نداريم كه آن را نپذيرفته باشد. آنچه از گذشته مورد توجّه و بحث فقها بوده، معنا و چگونگى انجام دادن آن است. احاديث موجود در اين باره، يكسان نيستند و اعتبار سندى آنها نيز مختلف است و برخى فقها در اين باره، به تفصيل سخن گفتهاند و كتابها و رسالههاى چندى در اين باره نوشته شده است، چنان كه ابن طاووس، كتاب فتح الأبواب را در همين باره نگاشته است. شيخ محمّدحسن نجفى نيز به تفصيل در باره آن بحث كرده[٣] و سيّد عبد الحسين لارى نيز رسالهاى مبسوط، نگاشته است.[٤]
از آن جا كه يكى از آداب استخاره، نماز است، فقها در بحث از نمازهاى نافله، نوعاً به اجمال يا تفصيل، به اين موضوع پرداختهاند، چنان كه در منابع حديثى مانند: الكافى، كتاب من لا يحضره الفقيه و تهذيب الأحكام، بابى جداگانه به نماز استخاره اختصاص يافته است؛ امّا محمّد بن ادريس حلّى به رغم پذيرش اصل استخاره و اذعان به كثرت احاديث در باره آن، برخى شيوههاى آن را مانند آنچه در اين توقيع شريف به آن اشاره شده (استخاره با «رقاع»)، با اين عذر كه احاديث آن ضعيف و شاذّند و فقهاى برجستهاى مانند شيخ مفيد و شيخ طوسى، آنها را در كتابهاى فقهى خود نياوردهاند، مردود دانسته است[٥] و محقّق حلّى نيز با وى
[١]. الرسائل الفقهية: ص ١٠١.
[٢]. إفاضة القدير: ص ١٣٧.
[٣]. ر. ك: جواهر الكلام: ج ١٢ ص ١٥٥- ١٧٦.
[٤]. ر. ك:« مجموعه مقالات»، سيّد عبد الحسين لارى، رسالة تشريع الخيرة و التكلان: ص ٤٩٣- ٥٣٣.
[٥]. السرائر: ج ١ ص ٣١٣- ٣١٤.