دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١ - عقايد شلمغانى
را خشمگين ساخت به گونهاى كه به تخريب باور مهدويت و وكالت پرداخت. در نهايت، او خود را نايب خاص دانست و حسين بن روح را دروغگو شمرد و از او درخواست مباهله كرد.[١]
ظاهراً او در پىِ عدم توفيق در يافتن جايگاهى برتر، بر اثر حسادت، به تخريب همه چيز پرداخته است. او حتى به گونهاى جسارتآميز و هنجارشكن، انگيزه خود و ساير افراد سازمان وكالت را نيز دنياطلبى و استفاده از موقعيت، عنوان كرد.
يارگيرى شلمغانى
بر خلاف ابن هلال و ابن بلال كه يارگيرى خويش را از ميان توده مردم آغاز كردند، محمّد بن على شلمغانى در بين گروههاى شاخص و سرشناس، به تبليغ خصوصى پرداخت. اولين ادّعاهاى او در بين بنى بسطام، مطرح شد كه خاندانى سرشناس بودند. برخى از افراد اين خاندان، از كاتبان حكومت بودند.[٢] حسين بن فرات، پسر ابن فرات وزير[٣] و يكى از وزيران عبّاسى نيز از مريدان او بودند. هر دو گروه نام برده،[٤] از گروههاى متنفذ اجتماعى- سياسى بودند.
آن گاه كه ابن فرات از وزارت عزل شد، شلمغانى به موصل گريخت و در نزد حمدانيان، جايگاه يافت.[٥]
عقايد شلمغانى
شلمغانى با ابراز عقيده به حلول و تناسخ، برخى از سادهانگاران را فريب داد.[٦]
[١]. همان: ص ٣٠٧ ح ٢٥٨.
[٢]. العبر فى خبر من غير: ج ١ ص ٣٠٣.
[٣]. تجارب الامم: ج ١ ص ١٢٣.
[٤]. خاندان بنى بسطام و بنى فرات.
[٥]. الكامل فى التاريخ: ج ٥ ص ١٦٦.
[٦]. الغيبة، طوسى: ص ٤٠٣.