دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٤ - ٥٠ غلام احمد قاديانى(١٨٣٩ - ١٩٠٨ م)
او در صفر سال ١٢٦٤ ق كه باب از ماكو به قلعه چهريق برده شد، ادّعاى قائميت را مطرح كرد. اين نخستين بار بود كه پس از گذشت چهار سال از ادّعاى بابيت، چنين ادّعايى يعنى قائميت از طرف وى مطرح شد.[١] ادّعاى قائميت توسّط باب، موجب شد بسيارى از علماى شيخيّه كه تا اين زمان او را همراهى كرده و مورد عنايت خاصّ او در خطابات بودند، از وى جدا شوند. وقتى وى به ملّا عبد الخالق يزدى جمله
«أنا القائم الذى أنتم بظهوره توعدون؛
من آن قائمى هستم كه وعده ظهورش به شما داده شده است» را نوشت، او همراه ملّا محمّدتقى هراتى، ملّا محمّدعلى برقانى و بسيارى ديگر از او جدا شدند.[٢] بعدها ميرزا حسينعلى و ديگر بهائيان گفتند: باب از همان سال ١٢٦٠ ق، نبوّت و اسلام و قائميت و همه را كنار گذاشته بود.[٣]
ادّعاى مقام الوهيت، تنها چيزى بود كه بهائيانِ بعدى براى وى قائل شدند و از همان اوّل، ثابت دانستند. خود باب از اين پس مطرح كرد كه ظهور او همانند ظهور موسى عليه السلام و عيسى عليه السلام و محمّد صلى الله عليه و آله بوده است.[٤] البتّه بعد از اين، به موضوع اين نوشته ارتباط ندارد؛ چون بحث ما در باره ادعاى مهدويت است، نه ادّعاى نبوّت.
٥٠. غلام احمد قاديانى (١٨٣٩- ١٩٠٨ م)[٥]
غلام احمد قاديانى اندكى پس از ميرزا علىمحمّد باب، ادّعاهايى را در زمينه مهدويت و نبوّت و سپس ايجاد يك گرايش دينى جديد مطرح كرد. احمد قاديانى ملقّب به «مسيح ثانى»، يك هندى منتسب به قاديان پنجاب است. وى درس دينى خواند و سپس به حكومت انگليسىها پيوست و در شهر سيالكوت ساكن گشت.
اندكى بعد مدّعى مهدويت و آن گاه مدّعى خدايى شد؛ چيزى كه در هند، امر
[١]. نقطة الكاف: ص ٢١٢( به نقل از: بهائيان: ص ٢٠٩).
[٢]. تاريخ نبيل زرندى: ص ١٩٨.
[٣]. براى نمونه، ر. ك: تاريخ صدر الصدور از عبّاس افندى: ص ٢٠٧.
[٤]. ر. ك: بهائيان: ص ٢١٦ به بعد.
[٥]. نواده وى، ميرزا بشير احمد، كتابى با عنوان سيرة المهدى در شرح حال وى نوشته كه ندوى در كتاب القاديانى و القاديانيّه( ص ٢٤- ٣١)، از آن استفاده كرده است.