دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢ - ٤٩ علىمحمد باب(١٢٣٥ - ١٢٦٦ ق)
به نبوّت و الوهيت و ارائه دين جديد، ختم گرديد. فهم اين كه اين مدّعا چگونه آغاز شد، نياز به شناخت تاريخ نيمه اوّل قاجاريّه و پديد آمدن جريانهاى اخبارى و شيخى دارد. ظهور ميرزا محمّد اخبارى و سپس شيخ احمد احسايى و سيّد كاظم رشتى، تحوّلات تازهاى را در ميان دو سوى مذهب و اجتماع و انقلاب وعده مىداد.
تقويت بحثهاى مربوط به مهدى در ادبيّات احسايى و رشتى، يكى از مسائلى بود كه در ايجاد فضاى نوينى كه منجر به تشكيل بابيت شد، بسيار مؤثّر بود. يكى از اساسىترين اين مسائل، دادن وعده قريب الوقوع بودن ظهور بود كه مرتّب از آن سخن مىگفتند و آن را اظهار مىكردند.[١] البتّه باور شيخ احمد احسايى و سيّد كاظم رشتى در باره امام زمان، به طور كلّى، همان باور اماميّه بود[٢] و آنچه تازگى داشت، همين بحث ظهور و قريب بودن آن بود و نكته ديگر، اين كه در ميان شيخيّه، اين باور بود كه در هر زمان، يك نفر انحصاراً نيابت كامل را عهدهدار باشد.[٣]
به لحاظ تئورى، شيخيگرى با طرح ركن رابع، زمينه بابيت خاص را فراهم كرد و در ادامه و در ميان مدّعيان بابيت فراوانى كه هر كدام، مدّعى جانشينى احمد احسايى و سيّد كاظم رشتى بودند، كار يكى از آنها- يعنى سيّد علىمحمّد باب- را به نقطهاى حسّاس رساند. پيوستن شمارى از افراد فعّال و پُرتلاش در اين عرصه، از او يك شخصيت عجيب ساخت و تلاش آنها سبب شد تا به رغم خودِ باب- كه آدم ساده و بيمار با افكار پراكنده و گاه مشمئز كننده بود-، يك جريان مذهبى در ايران به وجود آيد. بعدها ميرزا حسينعلى بهاء، با فعّاليتهاى خارجى و همراهىهاى
[١]. شيخيگرى و بابيگرى: ص ٢٠.
[٢]. ر. ك: ترجمه رساله حياة النفس شيخ احمد احسايى كه توسط سيّد كاظم ترجمه شده و ما حصل باور رسمى وعمومى آنان به امام زمان عليه السلام است( شيخيگرى و بابيگرى: ص ٥٥- ٥٧).
[٣]. شيخيگرى و بابيگرى: ص ١١٦- ١١٧.