دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥ - ٥١ پنج نفر از شاگردان شيخ احسايى و سيد كاظم رشتى
عجيبى تلّقى نمىشود. با اتمام قرن سيزدهم هجرى، وى خود را مجدّد قرن نيز خواند؛ پديدهاى كه هميشه بهانهاى براى مهدويت بوده است. وى آثارى داشت از جمله: حمامة البشرى إلى أهل مكّة و صلحاء امّ القرى، ترياق القلوب، حقيقة الوحى و مواهب الرحمن[١] است. در كتاب اخير (ص ٢٩) آمده است:
«إنّى أنا المسيح الموعود و الإمام المنتظر المعهود، و أوحى إلىّ من اللَّه كالأنوار الساطعة؟؟؟»
. بسيارى، از جمله مرحوم محمّد اقبال، عليه وى كتاب نوشتند و او را يك شورشى عليه اسلام دانستند.[٢] در حال حاضر، طرفداران وى همچنان فعّال بوده و از قضا، درست مانند بهائيت، از سيستم تبليغاتى پُرقدرتى برخوردار هستند، هر چند بيش از بهائيان و اساساً بر خلاف آنان، همچنان خود را به اسلام، وصل مىكنند.
يكى از انتقادات هميشگى به وى، همراهىاش با انگليسىها در تمام اين دوره بوده است.
٥١. پنج نفر از شاگردان شيخ احسايى و سيّد كاظم رشتى
مدّعى مهدويت يا ركن رابع بودن يا هر گونه، جانشينى خاص، آن چنان كه نوعى تمايز از نيابت عمومى داشته باشد، پديدهاى عمومى در ميان شاگردان سيّد كاظم بوده و چنان كه گذشت، علىمحمّد باب نيز چنين بوده و مسير را از همينجا آغاز كرده است. آيت اللَّه سيد شهاب الدين مرعشى نجفى در باره پنج نفر ديگر از شاگردان شيخ احمد و سيّد كاظم، ادّعاى مهدويت را مطرح كرده است:
يك. ميرزا طاهر حكّاك: وى اهل اصفهان و از شاگردان سيّد كاظم رشتى بوده است. در اصفهان، حكّاك بوده و خطّ نسخ را بسيار زيبا مىنوشت. او به استانبول رفت و كم كم، خود را به «ناصح العالم» ملقّب كرد. او براى ناصر الدين شاه با
[١]. چاپ ١٩٠٣ ق.
[٢]. الأعلام، زركلى: ج ١ ص ٢٥٦.