دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥ - ١٠ احمد بن معاويه اموى(م ٢٨٨ ق)
گريخت و از شهرى به شهر ديگر رفت و در مرو و سرخس و طالقان و نسا، رفت و آمد داشت.
در اين مدّت، شمار زيادى به امامت وى باور داشتند، تا آن كه عبد اللَّه بن طاهر، او را دستگير كرد و نزد معتصم فرستاد. وى را در باغى در سامرّا زندانى كردند و گفته شده كه با سم كشتند. مسعودى با اشاره به ارادت مردمانى از طالقان به وى مىگويد كه:
بسيارى از زيديه تا روزگار ما (سال ٣٣٢ ق) هنوز به امامت وى باور دارند.
گويد:
و منهم خلق كثير يزعمون أنّ محمّداً لم يمت، و أنّه حىّ يرزق، و أنّه يخرج فيملأها عدلًا كما ملئت جوراً، و أنّه مهدى هذه الامة و أكثر هؤلاء بناحية الكوفة و جبال طبرستان و الديلم و كثير من كُوَر خراسان، و قول هؤلاء فى محمّد بن القاسم نحو قول رافضة الكيسانية فى محمّد بن الحنفية، و نحو من قول الواقفية فى موسى بن جعفر؛
عدّه زيادى از آنان بر اين باورند كه محمّد نمرده، و همچنان زنده است و خروج خواهد كرد، و زمين را پر از داد مىكند به همان سان كه از ستم پر شده باشد، و او مهدى اين امت است. بيشتر اينان در اطراف كوفه و كوههاى مازندران و ديلمان و در بسيارى از مناطق خراسان هستند. نظر اينان درباره محمّد بن قاسم همانند ديدگاه رافضيانِ كيسانى درباره محمّد بن حنفيه و همانند نظر واقفىها درباره موسى بن جعفر است».[١]
١٠. احمد بن معاويه اموى (م ٢٨٨ ق)
بايد سرزمين مغرب را سرزمين ظهور مهديان قدرتمندى خواند كه دولتهاى بزرگى تشكيل دادهاند. در اين باره و به طور معمول، ادّعاى مهدويت در مغرب دور را به اسماعيليان منسوب مىسازند، در حالى كه از نظر تاريخى، دست كم يك مورد
[١]. مروج الذهب: ج ٤ ص ٥٣.