دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - ٣/ ٣ خبرهاى غيبى در امور گوناگون
٧٤١. الغيبة، طوسى- با سندش به نقل از ابو جعفر مروزى[١]-: جعفر بن محمّد بن عمرو و گروهى كه ميان آنها على بن احمد بن طنين[٢] بود، به محلّه عسكر[٣] در سامرّا آمدند و روزگار امام عسكرى عليه السلام را درك كرده بودند.
جعفر بن محمّد بن عمرو نامه نوشت و اجازه ورود به مقبره را خواست[٤]. على بن احمد به او گفت: نام مرا ننويس، كه من اجازه ورود نمىخواهم. او نيز نامش را ننوشت، و پاسخ به جعفر آمد: «تو و كسى كه اجازه نخواسته است، داخل شويد».[٥]
و در روايتى ديگر، جعفر بن عمرو گفت: به محلّه عسكر رفتم. مادر امام عسكرى عليه السلام در قيد حيات بود و گروهى همراه من بودند. به محلّه عسكر رسيديم و يارانم نامهايشان را يك به يك در نامهاى نوشتند و اجازه زيارت از داخل خواستند. من گفتم: نام مرا ننويسيد كه من اجازه نمىخواهم. آنها نام مرا ننوشتند و اذن آمد: «داخل شويد به همراه كسى كه از اجازه خواستن، خوددارى ورزيده است».[٦]
٧٤٢. الكافى- به نقل از قاسم بن علاء-: چند پسر برايم متولّد شدند و من [به امام عليه السلام] نامه مىنوشتم و مىخواستم برايشان دعايى كند؛ امّا چيزى برايشان نمىنوشت، و همگى مُردند. هنگامى كه فرزندم حسن متولّد شد، نامهاى نوشتم و دعايى خواستم. امام عليه السلام پاسخم را چنين داد: «مىماند و سپاس، ويژه خداست».[٧]
[١]. ابو جعفر مروزى: او را از مشايخ شيخ صدوق شمردهاند.( ر. ك: معجم رجال الحديث: ج ٢٢ ص ١٠٠ ش ١٤٠٦٩، مستدركات علم رجال الحديث: ج ٨ ص ٣٥٢ ش ١٦٧٣٦).
[٢]. على بن احمد بن طنين(/ ظُنين): از اصحاب امام عسكرى عليه السلام است.( مستدركات علم رجال الحديث: ج ٥ ص ٢٩٣ ش ٩٦٣٧).
[٣]. عسكر، محلّهاى در سامرّا بوده كه امروز، قبور امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام در آنجاست.
[٤]. مقصود مقبرههاى امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السلام است كه چون در اندرون خانه ايشان قرار داشته، لازم بوده است از افراد داخل خانه اجازه ورود بگيرند،( م).
[٥]. الغيبة، طوسى: ص ٣٤٣، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٢٩٣ ح ٢، إثبات الهداة: ج ٣ ص ٦٧٦ ح ٦٧.
[٦]. كمال الدين: ص ٤٩٨ ح ٢١، الخرائج و الجرائح: ج ٣ ص ١١٣١ ح ٥٠، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٣٤.
[٧]. الكافى: ج ١ ص ٥١٩ ح ٩( با سند صحيح)، الإرشاد: ج ٢ ص ٣٥٦، إعلام الورى: ج ٢ ص ٢٦٣، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢٤٦ ح ٢، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٠٩ ح ٢٧.