دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦ - ٢٠ موساى كرد(م ٧٠٧ ق)
و در خراسان اقامت گزيد. به علّت زهد و پرهيز و رياضاتى كه داشت، گروهى دست ارادت به او دادند و از او كرامات بسيار نقل كردند. چون خواست از خراسان به شيراز آيد، در راه، آغاز به دعوت كرد و خلقى بدو گرويدند. وى معتقد بود كه خود مهدى آخر الزمان است و رجب سال ٦٦٣ ق با لشكرى به قصد تصرّف شيراز از حدود شبانكاره در حركت آمد و نزديك پل كوار با سپاه حكومت فارس رو به رو شدند. سپاه او «يا مهدى» گويان، از يك سو و سپاه حكومتى از ديگر سو حمله كردند. لشكر او شكست خورد و سيّد نيز به قتل رسيد.[١]
محمّد بن خاوند شاه مير خواند (م ٩٠٣ ق) در روضة الصفا مىنويسد:
از جمله بليّات كه در آن اوقات متوجّه ولايت فارس شد، يكى خروج قاضى شرف الدين ابراهيم بود. قاضى القضاة قاضى شرف الدين ابراهيم از زمره سادات عظام ممالك فارس، به كمال زهد و طاعت و وفور كرم و عبادت، اتّصاف داشت، و مدّتى در خراسان رحل اقامت انداخته به زهد و رياضت، خلق را در قيد اراده خود آورد و مريدان از وى كرامات و خوارق عادات نقل مىكردند ... وى چنان مىپنداشت كه مهدى آخر الزمان، اوست.[٢]
٢٠. موساى كُرد (م ٧٠٧ ق)
دوره ايلخانان به نسبت، از دورههاى پُرمهدى در ايران بزرگ است. در سال ٧٠٧ ق، شخصى به نام موسى از كوههاى كردستان قيام كرد و اساس دعوى مهديگرى نهاد، و تا سى هزار نفر از اكراد، گرد او جمع شدند و دعوى او را قبول كردند. برخى از امراى مغول كه مقيم آن حوالى بودند، چون از حال او آگاه شدند، به مقابله با او پرداختند و او و جمعى از هوادارانش را كشتند.[٣]
[١]. تحرير تاريخ وصاف: ص ١١٠، رياض الفردوس خانى: ص ٢٧١.
[٢]. تاريخ روضة الصفا فى سيرة الانبياء و الملوك و الخلفا: بخش ٢ ج ٤ ص ٣٦٢٤. نيز، ر. ك: فارسنامه ناصرى: ج ١ ص ٢٦٦.
[٣]. تاريخ اولجايتو: ص ٧٧، تاريخ الفى: ج ٧ ص ٤٣٥٣.