دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٨ - خط توقيعها
توقيعى واقعى را از آنِ خود مىخواندند، با عكس العمل تند امام عليه السلام و يا سفيران ايشان رو به رو مىشدند[١] و همين امر، خيال «جعل» و «دسّ» را از انديشهها مىربود.
سنّت عرضه حديث و تشويق امام عصر عليه السلام به استمرار آن نيز بر استوارى توقيعها مىافزود و واضعان را جلو مىگرفت.[٢] اين همه، جدا از اعجازها و نكات كرامتآميزى بود كه در متن توقيعها و در دل پاسخها و نوشتههاى امام عليه السلام، گاه به عيان مشاهده مىشدند يا در طريق وصول آنها به تحقّق مىپيوستند.
گفتنى است در يك توقيع عصر غيبت صغرا و يك توقيع منسوب در عصر غيبت كبرا تصريح شده است كه خطّ آن از امام عصر عليه السلام نيست. توقيع نخست، به خطّ احمد بن ابراهيم نوبختى و املاى سفير سوم ولىّ عصر عليه السلام، ابو القاسم حسين بن روح نوبختى، بوده است.[٣] در توقيع دوم نيز تصريح شده است كه املاى حجّت عليه السلام و كتابت فردى معتمد است.[٤]
[١]. ر. ك: ادّعاى فارس قزوينى در زمان امام عسكرى عليه السلام( رجال الكشّى: ج ٢ ص ٨٠٨ ح ١٠٠٧- ١٠٠٨) وشلمغانى در روزگار امام عصر عليه السلام:« فجميعُهُ جَوابُنا عن المَسائل و لا مدخل للمخذول الضالّ المضلّ المعروف بالعزاقرى- لعنه اللَّه- فى حرف منه؛ همه آن، پاسخ ما به سؤالهاست و يك حرف آن هم از[ شلمغانىِ] وا نهاده گمراهِ گمراه كننده، معروف به عزاقرى- كه خدا لعنتش كند- نيست»( ر. ك: ج ٣ ص ٣٣٧ ح ٦١٥).
[٢]. ر. ك: ص ١٨١( فصل دوم).
[٣]. ر. ك: ص ٢٢٨ ح ٦٩٥. سفيران، هيچ گاه در پاسخ سؤالهاى شيعيان از امام زمان عليه السلام، سخنى از خودنمىگفتهاند، سخن ابو عمرو عَمرى:« و لا أقول هذا من عندى، فليس لى أن احلِّل و لا احرّم؛ من اين را از پيش خود نمىگويم. من حق ندارم حلال و حرام را تعيين كنم» ر. ك: ج ٥ ص ٥٨ ح ٧٩٣، سخن ابو القاسم حسين بن روح:« لإن أخرّ من السماء فتخطفنى الطير أو تهوى بى الريح فى مكان سحيق أحبّ الىّ من أن أقول فى دين اللَّه عز و جل برأيى أو مِن عند نَفسى، بل ذلك عن الأصل و مسموع عن الحجّة صلوات اللَّه عليه و سلامه؛ اگر از آسمان سقوط كنم و پرندگان[ شكارى] مرا بربايند و يا باد، مرا به جايى دور بيفكند، برايم بهتر از آن است كه در باره دين خدا، بر طبق نظرم يا از جانب خودم سخن بگويم؛ بلكه آنچه مىگويم، از اصل و شنيده شده از حجّت- كه درودها و سلام خدا بر او باد- است» ر. ك: ج ٣ ص ٣٦٨ ح ٦٤٠.
[٤]. ر. ك: ص ٤٣٤ ح ٧٥٣.