دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٧ - ٣/ ٢ خبرهاى غيبى در باره حقوق مالى
گردد تا به آنها تبرّك بجويم و همين آرزو را در سال اوّل كه با تو در پادگان سامرّا بودم، داشتم. به او گفتم: آنها را بگير كه خدا برايت رسانده است و ستايش، ويژه خداى جهانيان است.
و محمّد بن كِشمَرد[١] به امام عليه السلام نامه نوشت و از ايشان خواست كه دعا كند پسرش احمد را كه از كنيز امّ ولدش بود، حلال كند. توقيع آمد: «خداوند، آن را براى صَقرى حلال كند!» و بدين گونه به او فهماند كه كنيهاش ابو صَقر است.[٢]
٣/ ٢ خبرهاى غيبى در باره حقوق مالى
٧٠٤. كمال الدين- با سندش به نقل از ابو القاسم بن ابى حُلَيس[٣]-: ابو رُمَيس[٤] ده دينار براى حاجز فرستاد و حاجز فراموش كرد كه آنها را برساند. [امام عليه السلام] بى آن كه خبر و سابقهاى در كار باشد، به او نوشت: «دينارهاى ابو رميس را مىفرستى».[٥]
[١]. ابو صقر محمّد بن كِشمَرد صقرى: وى داراى مكاتبه با امام زمان عليه السلام است و شيخ صدوق، نام وى را از همداندر شمار كسانى بر شمرده كه به معجزه امام زمان، آگاه بودهاند و او آنها را ديده است( ر. ك: ج ٥ ص ٩٢ ح ٨١٠.
[٢]. كمال الدين: ص ٤٩٣ ح ١٨( با سند صحيح)، الخرائج و الجرائح: ج ٢ ص ٦٩٢ ح ٥( در اين منبع، آغازين حديث نيامده است)، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٣١ ح ٥٦.
[٣]. ابو القاسم بن ابو حليس بغدادى: شيخ صدوق، نام او را از شمار غير وكيلان بغدادى برشمرده كه برمعجزههاى امام زمان عليه السلام آگاه بودهاند و او آنها را ديده است. نامهنگارى وى بر جلالت و عظمت وى دلالت مىكند؛ امّا راوى خبر، خود اوست. در كشف الغمّة و بحار الأنوار،« حابس» به جاى« حليس» آمده است( ر. ك: ص ٤٠٦ ح ٧٤٠ و ج ٥ ص ٩٣ ح ٨١٠).
[٤]. ابو رميس: در بعضى نسخهها« ابن رميس» است كه احتمال دارد على بن رميس باشد. شيخ طوسى در كتاب رجالش، على بن رميس را از اصحاب امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام شمرده است. نيز ممكن است ابو القاسم بن دبيس« رميس» باشد كه امام عليه السلام را رؤيت نموده است( ر. ك: ج ٥ ص ٩٢ ح ٨١٠، رجال الطوسى: ص ٣٨٩ ش ٥٧٣٧ و ص ٤٠٠ ش ٥٨٧١، مستدركات علم رجال الحديث: ج ٨ ص ٣٨٦ ش ١٦٩١٢ و ص ٤٣٦ ش ١٧٢٠٤).
[٥]. كمال الدين: ص ٤٩٣ ح ١٨، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٣١ ح ٥٦.