دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢ - ١٥ ابن تومرت(٤٨٥ - ٥٢٤ ق)
مهدى است. وى جاهايى از بصره از جمله دار الكتب را- كه وقف مسلمانان بود و در اسلام، نظير آن ديده نشده بود- آتش زد و بسيارى از چيزهاى ديگر را نابود كرد.[١]
بليا به اطراف و جوانب نوشت كه:
«مهدى موعود كه خلق را به حق دعوت مىنمايد، منم. اگر اطاعت و انقياد من نماييد، از عذاب اخروى و ذلّت دنيوى، امن و خلاص خواهيد شد و اگر قدم از دايره اطاعت من- كه صاحب الزمانم-، بيرون نهيد، يقين بدانيد كه در هر دو سرا به عذاب و وبال گرفتار مىگرديد. پس به خداى سبحانه و تعالى و به امام مهدى ايمان بياوريد»
. سلطان ملكشاه حكم كرد كه كلاه مسخرگان را بر سر بليا نهند و او را بر شتر سوار كنند و در تمام شهر بغداد بگردانند و بعد از آن به دار بكشند.[٢]
١٥. ابن تومرت (٤٨٥- ٥٢٤ ق)
ابو عبد اللَّه محمّد بن عبد اللَّه بن تومرت، متولّد در كوه سوس، همه آنچه را كه يك مدّعى مهدويت نياز دارد، داشت: اوّلًا از سادات حسنى بود، چنان كه نام خود و پدرش هم شبيه نام پيامبر صلى الله عليه و آله بود. به علاوه قيام او در اوّلين سالهاى سده ششم هجرى بود.[٣] مورد اخير، هميشه امتيازى براى مدّعيان مهدويت بوده كه خود را مجدّد قرن نيز بشناسانند.
ابن تومرت براى تحصيل، به شرق اسلامى آمد و در بازگشت، طلبهاى پرشور شده بود كه مرتّب امر به معروف و نهى از منكر مىكرد. در سال ٥٠٥ ق به مهديّه رفت و سپس از آن جا به ملاله عزيمت كرد. در اين شهر بود كه عبد المؤمن بن على را- كه يكى از ياران اصلى او و جانشين وى شد-، ملاقات كرد. در آن جا به او گفت كه: مهدى است و در حديث است كه مردى از قيس- يعنى همين عبد المؤمن- او را
[١]. البداية و النهاية: ج ١٢ ص ١٣٦.
[٢]. تاريخ الفى: ج ٤ ص ٢٥٠٧- ٢٥٠٨.
[٣]. تاريخ الفى: ج ٤ ص ٢٨٥٠.