دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١ - مهدويت برخى غاليان و رهبران فرقههاى انشعابى از اماميه
كسانى بر اين باورند كه من مهدى هستم، در حالى كه مرگ من به من، نزديكتر از چيزى است كه آنان به آن مىخوانند.[١]
ادّعاى ديگرى هم در باره مهدويت امام صادق عليه السلام در كتابهاى ملل و نحل مطرح شده است،[٢] گرچه كسى به طور جدّى مانند آنچه در باره پدرش گفته شد، مطرح نكرده است. به نوشته نوبختى، از ميان شش فرقهاى كه پس از شهادت امام صادق عليه السلام پديد آمدند، يك گروه قائل شدهاند كه ايشان زنده است و نمرده است و هرگز نمىميرد، تا آن كه ظهور كند و سرپرستى كار مردم را به دست گيرد و اوست كه مهدى است.[٣]
گفتنى است كه گزارشهاى كتابهاى فِرَق، بدون پشتوانه متون حديثى، مورد ترديد جدّى است.
امّا در باره اسماعيل فرزند امام صادق عليه السلام، داستان بالا گرفت. داستان مهدويت در ميان اسماعيليّه، با همه فراز و نشيبها از ادّعاهايى كه در باره اسماعيل صورت گرفت، آغاز گرديد. اسماعيل كه تصوّر مىشد جانشين پدر خواهد بود، پانزده سال پيش از شهادت پدر در سال ١٣٣ ق در گذشت و همين امر، سبب شد تا كسانى با ادّعاى اين كه زنده است يا زنده خواهد شد، به سمت مهدويت وى بروند. بنا به نوشته نوبختى جماعتى گفتند:
لايموت حتّى يملك الأرض، يقوم بأمر الناس، و أنه هو القائم؛
نمىميرد تا فرمانرواى زمين شود، و زمام امر مردم را بر عهده بگيرد. و او همان قائم است.[٤]
[١]. تاريخ دمشق: ج ٥٤ ص ٢٩١، سير أعلام النبلاء: ج ٤ ص ٤٠٧، كنز العمّال: ج ١٤ ص ٣١ ش ٣٧٨٥٩؛ المهدى المنتظر فى ضوء الأحاديث و الآثار الصحيحة: ص ٧٤ ح ٣( به نقل از: المحاملى فى أماليه و در پاورقى ارجاع به: الحاوى: ج ٢ ص ١٥٨).
[٢]. فرق الشيعة: ص ٧٨، الحور العين: ص ٢١٦.
[٣]. فرق الشيعة: ص ٦٧. نيز، ر. ك: الفصول المختارة: ص ٣٠٥، بحار الأنوار: ج ٣٧ ص ٩.
[٤]. فرق الشيعة: ص ٦٧.