دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥ - ١/ ٦ برائت از غاليان و منحرفان
خواهند پرسيد، اطّلاع بده».[١]
٦٦٧. رجال الكشّى- با سندش به نقل از ابو حامد احمد بن ابراهيم مراغهاى[٢]-: نسخه لعن بر [احمد] ابن هلال، به قاسم بن علاء[٣] رسيد. آغاز آن- كه به كارگزارانش در عراق نوشته بود-، اين بود: «از صوفى ظاهرفريب بپرهيزيد».
و احمد بن هلال، اين گونه بود كه پنجاه و چهار حج گزارد كه بيست تاى آنها را پياده رفت. راويان حديث شيعه در عراق او را مىديدند و از او حديث مىنوشتند و آنچه را در نكوهش او آمد، نپذيرفتند و قاسم بن علاء را وا داشتند كه در كارش تجديد نظر كند، كه توقيعى به او رسيد: «فرمانى كه از جانب ما در باره آن ظاهرفريب، ابن هلال- كه خدا رحمتش نكند-، به تو رسيد و از آن آگاه هستى، پا بر جاست. خداوند، گناهش را نيامرزد و از خطايش در نگذرد! بى اجازه و رضايت ما، به كار ما وارد مىشود و تنها به نظر خود، عمل مىكند. خود را از طلبهاى ما كنار مىكشد و كار ما را جز به آن گونه كه دوست دارد و مىخواهد، به انجام نمىرساند. خداوند، او را به اين خاطر، به آتش دوزخ بيفكند! ما در برابر او شكيب ورزيديم تا آن جا كه خداوند، عمرش را به دعاى ما كوتاه كرد و ما گروهى از دوستدارانمان را از وضعيت او در روزگار حياتش- كه خداوند، رحمتش نكند- آگاه كرديم و به آنان فرمان داديم كه اين را به برخى دوستداران خاصّ ما برسانند، و ما از ابن هلال- كه خدا رحمتش نكند- و نيز هر كسى كه از او بيزارى نجويد، به خداوند، بيزارى مىجوييم.
آنچه را در باره حال اين نابهكار به تو اعلام كرديم، به اسحاقى- كه خداوند، او و
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٣٥٣ ح ٣١٣( با سند صحيح)، بحار الأنوار: ج ٥٠ ص ٣٠٧ ح ٣.
[٢]. احمد بن ابراهيم، ابو حامد مراغى: شيخ طوسى، او را از اصحاب امام عسكرى عليه السلام شمرده و علّامه در كتابرجالش، او را شخصى مورد اعتماد، معرّفى كرده است. ابن داوود گفته است: او ستوده و باعظمت است( ر. ك: رجال الطوسى: ص ٣٩٧ ش ٥٨٣٠، خلاصة الأقوال: ص ١٨ ش ٢٩ و رجال ابن داوود: ص ٣٦ ش ٥٥).
[٣]. قاسم بن علاء: از اهالى آذربايجان و از مشايخ كلينى بوده كه كلينى بر او رحمت فرستاده است. پيراهنىداشت كه امام رضا عليه السلام به او خلعت داده بود. او با امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام ديدار كرد. شيخ طوسى در كتاب رجالش از او در باب« كسانى كه از امامان عليهم السلام روايت نكردهاند»، ياد كرده است و مىگويد:« جليل القدر بوده است». شيخ صدوق، نام او را از شمار كسانى كه بر معجزههاى امام زمان عليه السلام آگاه بوده و آنها را ديده، بر شمرده است. از طرف امام زمان عليه السلام به او توقيعى رسيد( ر. ك: ص ٣٧٨ ح ٧٢٧ و ص ٤٠٤ ح ٧٤٢ و ص ٤١٠ ح ٧٤٣، رجال الطوسى: ص ٤٣٦ ش ٦٢٤٣، معجم رجال الحديث: ج ١٥ ص ٣٥ ش ٩٥٤٣).