دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤ - ٩ محمد بن قاسم علوى(م ٢١٩ ق)
كرد.
مىتوان گفت: اين مسئله بر اساس باورى بود كه در جريان سقوط امويان و روى كار آمدن عبّاسيان، طرح شده بود و گفته مىشد كه مردى از سفيانىها ظهور مىكند و دوباره دولت اموى را باز مىگرداند. در آن هنگام و به محض شورش وى، مأمون، حارث بن عيسى را مأمور جنگيدن با وى كرد. به نقل ابن عساكر،[١] در حالى كه دمشق زير سلطه ابو العميطر بود، حارث، بر صور غلبه كرد و منتظر ماند تا عبد اللَّه بن طاهر، وارد دمشق شود. اندكى بعد، ابو العميطر در درگيرىاى كه ميان او و شمارى از قبايل عرب در منطقه شبعا از وادى تيم روى داد، شكست خورد.[٢]
در جريان حمله عبد اللَّه بن على به دمشق، و در حالى كه شمارى از مردمان قنسرين و حمص و تدمر به فرماندهى ابو محمّد بن عبد اللَّه بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان گرد آمده بودند، اظهار مىشد كه اين ابو محمّد، همان سفيانى است كه در احاديث آمده است.[٣]
در اين ماجرا و از نظر امويان و اهالى شام، ظهور سفيانى به عنوان يك امر مثبت است، در حالى كه شيعيان و ديگران، نگاهى منفى به سفيانى دارند.
٩. محمّد بن قاسم علوى (م ٢١٩ ق)
علويان زيدىمذهب كه در ايران فعّاليت مىكردند، معمولًا مدّعى مهدويت نبودند.
با اين حال، نمونههايى وجود دارند كه دست كم، ديگران در باره آنان ادّعاى مهدويت كردهاند. يك نمونه، مربوط به محمّد بن قاسم بن على بن عمر بن على بن حسين در سال ٢١٩ ق است. وى كه گفته شده فردى عابد و زاهد و متّقى بود، در كوفه مىزيست و وقتى در معرض تهديد معتصم قرار گرفت، به خراسان
[١]. تاريخ دمشق: ج ٥٥ ص ٣١- ٣٢.
[٢]. الحلقة الضايعة من تاريخ جبل عامل: ص ١٠٢.
[٣]. تاريخ الطبرى: ج ٧ ص ٤٤٤.