دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣ - ٤١ ناصر بن محمد عيانى(م ١٠٦٢ ق)
به هنگام اقامه خطبه، در حالى كه شمشيرى در دست داشت، به سمت خطيب- كه قاضى محمّد بن موسى غلبوى مكّى بود-، آمد و در حالى كه به فارسى مىگفت كه او مهدى است. سپس وى در مطاف نشست تا آن كه خطيب از خطابه فارغ گشت.
وقتى خطيب خواست پايين بيايد، عجمى به سمت او رفت و خواست به او ضربه بزند كه درِ منبر به صورت او خورد. در اين هنگام، سپاهيان يورش آوردند و ضرباتى بر او نواختند و مجروحش كردند. آن گاه او را از باب السلام خارج نمودند.
سپس عامّه اجتماع كردند و وى را به معلات بردند و در آن جا آتش زدند.[١]
٤٠. سيّد محمّد بن على حيدانى (م ١٠٦١ ق)
سال ١٠٦١ ق، سيّد محمّد بن على حيدانى، معروف به فوطى، بر امام وقت خروج كرد و گفت: من امام هستم. وى به منطقه خولان از يمن رفت و از آن جا به بلاد مصعبين سفر كرد. گفته شده است: در اين سفر، او اظهار كرده كه همان مهدى منتظر است. وى به تكفير تمامى مسلمانان بجز جارودىمذهبان قائل شد.
او پس از مدّتى منازعه با ديگران، انزوا گزيد تا در گذشت؛ امّا در جريان دعوت وى، عدّهاى كشته شدند. آنچه در اين ادّعا به وى جرئت بخشيد، اين بود كه در كتاب جفر، نام محمّد بن على به حروف مقطّعه آمده و اين كه او «ذو دعوتين و امام البيعتين» است.[٢]
٤١. ناصر بن محمّد عيانى (م ١٠٦٢ ق)
ناصر بن محمّد عبانى، از سادات حسنى است كه به تحصيل پرداخت و اجازات علمى دريافت كرد. وى در اواخر دولت امام قاسم، در يمن بناى ناسازگارى گذاشت و گفتهاند كه ادّعاى مهدويت كرد. اندكى بعد دستگير شد و سپس گريخت. پس از
[١]. منائح الكرم: ج ٤ ص ٣٠٢- ٣٠٣، تحصيل المرام فى أخبار البيت الحرام: ج ٢ ص ٨٠٠، سمط النجوم العوالى: ج ٤ ص ٥٢٢، التاريخ القويم: ج ٢ ص ٣٤٤.
[٢]. تاريخ طبق الحلوى: ص ١٢٦- ١٢٧.