دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠ - ٣٥ ملا هدايت آرندى شافعى
حسينى استرآبادى در تاريخ سلطانى مىگويد:
گويند: در اين سال، جمعى از قلندران بداعتقاد به هم رسيده، نوّاب خاقان جنّت مكان را به حضرت صاحب العصر و الزمان مخاطب كردند و «امام عصر» مىخواندند. نوّاب خاقان، ايشان را طلب كرده، سؤال فرمودند. همگى اظهار عقيدت و اخلاص نمودند و اسناد مهدويت به آن حضرت دادند و سر ارادت بر خاك قدم او گذاشتند. نوّاب خاقان به دلايل عقلى و برهان نقلى، خاطرنشان نتوانست نمود و از اين عقيده فاسد، باز نگشتند. بالأخره سر ايشان را به تخماق خرد كردند.[١]
همين خبر در تاريخ جهانآراى عبّاسى به اين شرح آمده است:
جمعى از قلندران اسناد مهدويت به آن حضرت نموده، در اين امر اصرار داشتند و بالأخره به سياست رسيدند.[٢]
٣٥. ملّا هدايت آرندى شافعى
ملّا هدايت آرندى- كه از اهالى روستاى آرند كهكيلويه بود-، نزد شيخ حبيب اللَّه بصرى درس خواند. او كه به سبب رياضتهاى سخت، توانايى انجام دادن كارهاى خارق العاده پيدا كرده بود، پس از بازگشت به دهدشت، ارادتمندانى پيدا كرد و جمعى از مردم، كارهاى خارق العاده او را مكاشفه و كرامات تصوّر نمودند و فريفته وى شدند و رفتهرفته، آوازه او در اطراف گسترده شد. اهالى دهدشت و شهرهاى اطراف آن- كه در آن وقت، همگى سنّى و شافعىمذهب بودند- نذورات به خدمتش مىآوردند و معبدى برايش در بالاى كوه ساختند كه به چلّهنشينى در آن مىپرداخت. در اربعين آخر مدّعى شد كه مهدى موعود است. خبر به حاكم كهكيلويه رسيد. حاكم، دستور جلبش را صادر كرد. او و مريدانش را نزد حاكم
[١]. از شيخ صفى تا شاه صفى( تاريخ سلطانى): ص ٨٠.
[٢]. تاريخ جهانآراى عبّاسى: ج ١ ص ٦٨.