دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥ - ٣/ ٣ خبرهاى غيبى در امور گوناگون
همو گفت: با زنى، پنهانى ازدواج كردم. پس از آميزش، باردار شد و دخترى به دنيا آورد. اندوهگين و دلتنگ شدم و اين را به شِكوه [براى امام عليه السلام] نوشتم. توقيع آمد كه: «به زودى از آن، كفايت مىشوى». چهار سال زنده ماند و سپس مُرد. توقيع آمد كه: «خداوند، شكيباست؛ امّا شما عجله مىكنيد!».
او مىگويد: هنگامى كه خبر مرگ ابن هلال- خداوند، لعنتش كند- رسيد، شيخ نزد من آمد و به من گفت: كيسهاى كه نزدت هست، بيرون بياور. آن را به وى دادم و وى برگهاى از آن بيرون كشيد كه در آن، نوشته بود: «و امّا آنچه از امر پشمينهپوش رياكار- يعنى هلالى- مىگويى، خداوند، عمرش را كوتاه كند!» و پس از مرگ هلالى، توقيع آمد كه: «او (هلالى) قصد [زيان رساندن به] ما كرد و ما بر آن شكيب ورزيديم و خداى متعال، عمرش را به خواست ما كوتاه نمود».[١]
٧٣٤. الكافى- با سندش به نقل از محمّد بن صالح-: كنيزى داشتم كه از او خوشم مىآمد.
[به صاحب عليه السلام] نامه نوشتم و از ايشان در باره بچّهدار كردن او كسب تكليف كردم.
پاسخ آمد كه: «بچّهدارش كن. خدا آنچه بخواهد، انجام مىدهد». من با او همبستر شدم و آبستن شد؛ امّا بعد، سِقط كرد و خودش هم از دنيا رفت.[٢]
٧٣٥. الكافى- به نقل از على، از شخصى[٣]-: فرزندى برايم متولّد شد. نامهاى نوشتم و اجازه خواستم كه روز هفتم، او را تطهير[٤] كنم. جواب آمد: «چنين مكن» و او روز هفتم و يا هشتم از دنيا رفت. خبر آن را [براى امام عليه السلام] نوشتم. جواب آمد كه: «به زودى، دو فرزند ديگر، جاى او را برايت پُر مىكنند. اوّلى را احمد و بعدى
[١]. كمال الدين: ص ٤٨٩ ح ١٢، دلائل الإمامة: ص ٥٢٧ ح ٥٠٢- ٥٠٣، الثاقب فى المناقب: ص ٦١١ ح ٥٥٦- ٥٥٧، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٢٧ ح ٥١.
[٢]. الكافى: ج ١ ص ٥٢٤ ح ٢٥.
[٣]. اين فرد به احتمال فراوان، همان ابو جعفر محمّد بن صالح همدانى است كه در دو سه روايت ديگر، ذكر آن بهنقل از كمال الدين مىآيد( ر. ك: ص ٤٣٣« فصل چهارم/ پاسخ پرسشهاى محمّد بن صالح».
[٤]. احتمالًا تطهير در اين جا به معناى« ختنه كردن» و يا« زدودن موى سر براى عقيقه» است.