مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - استفاده از وسیله نامقدس برای هدف مقدس
اصفهان بود، حتی مرحوم حاج ملااسماعیل خواجویی که از علمای بزرگ اصفهان بود در آنجا شرکت میکرد. (این قصه قبل از زمان ایشان بوده، ایشان هم از اشخاص معتبری نقل کردند.) واعظی را اسم برد، از معاریف هم بود، گفته بود که من در آن جلسه خاتِم بودم و قرار بود آخری باشم. منبریها که میآمدند، هنر خودشان را برای گریاندن مردم اعمال میکردند. هرکس که میآمد روی دست دیگری میزد، و بعد هم که از منبر پایین میآمد، مینشست، میخواست هنر شخص بعد از خودش را ببیند. تا ظهر طول کشید. من دیدم هر کسی هر هنری داشت به کار برد، اشک مردم را گرفتند، فکر کردم من چه بکنم؟ همان جا نشستم و این قصه را جعل کردم. رفتم گفتم، کربلا کردم، بالا دست همه زدم. عصر همان روز وقتی که رفتم در چهارسوق، مجلس روضه، دیدم آن که قبل از من است، همین داستان را دارد بالای منبر میگوید، همین که من پیش از ظهر جعل کردم. طولی نکشید که در کتابها هم نوشتند و چاپ کردند.
این موضوع که دستگاه حسینی یک دستگاه جدایی است و از هر وسیلهای برای گریاندن میشود استفاده کرد، این خیال، این توهم دروغ و غلط، یک عامل بزرگی شد برای جعل و تحریف. مرحوم حاجی نوری که این موضوع را در کتاب خودشان طرح کردهاند، این مرد بزرگوار، استاد مرحوم حاج شیخ عباس قمی- که حتی بر حاج شیخ عباس ترجیح داشته به اعتراف خود حاج شیخ عباس و دیگران، و مرد فوق العاده متبحّر و با تقوایی است- این مرد بزرگ میگوید: اگر این حرف درست باشد که هدف وسیله را مباح میکند، پس دیگر اساساً چیزی در دنیا باقی نمیماند؛ من اینجور میگویم: یکی از هدفهای اسلامی ادخال سرور در قلب مؤمن است، یعنی انسان کاری بکند که یک مؤمنی خوشحال بشود. این هست یا نه؟ میگوییم: بله. میگوییم هدف وسیله را مباح میکند؛ من برای اینکه فلان مؤمن خوشحال بشود، در حضورش غیبت میکنم چون از غیبت خیلی خوشش میآید. به من میگویند: داری گناه مرتکب میشوی! میگویم: خیر، هدف من مقدس است. من که غیبت میکنم میخواهم که او را سر گرم کرده باشم، میخواهم خوشحالش کرده باشم. بالاتر (این مثال را هم مرحوم حاجی نوری ذکر میکند)، یک کسی یک زن بیگانه را میگیرد و میبوسد. میگوییم حرام است، چرا این کار را میکنی؟ میگوید: نه، من با این کار این خانم را خوشحال کردم. ادخال سرور در قلب مؤمن مستحب است. دیگر به زنا هم میشود گفت، به شراب هم میشود گفت، به لواط هم میشود گفت. میگوید این چه غوغایی است؟!