مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٩ - اما تحریفات معنوی
اما اینکه فلسفه اقامه عزای حسین چیست؟ برای اینکه صحنهای بالاتر و بهتر از این صحنه در جهان وجود ندارد که: اولًا این اندازه درس توحید و ایمان کامل به جهان غیب را بدهد و مظهر نفس مطمئنّه باشد. پس روحش توحید بود.
ثانیاً همه تربیتها برای این است که روح بشر در برابر حوادث، شکست ناپذیر شود؛ تنش با شمشیرها قطعه قطعه، ثروتش به باد، فرزندانش کشته، خاندانش اسیر، ولی روحش ثابت و محکم بماند.
ثالثاً چقدر فرق است میان ادعا و عمل. مدعیان آزادی و آزادیخواهی، حقوق بشر، عدالت، [زیادند] اما داستان پادشاه و وزیر و گربه تربیت شده است؛ ولی مردان الهی عملًا نشان دادند که اگر یک طرف حق باشد با محرومیتها، با کشته شدنها، با قطعه قطعه شدنها، و طرف دیگر مال و ثروت و همه چیز باشد با پامال شدن حق و حقیقت، کدام طرف را میگیرند.
چند چیز که علامت شکست دشمن بود:
الف. پرهیز از جنگ تن به تن.
ب. تیراندازی و سنگ پرانی.
ج. دستور عمرسعد که از جنگ با شخص حسین پرهیز کنند: هذَا ابْنُ قَتّالِ الْعَرَبِ، وَاللَّهِ نَفْسُ ابیهِ بَینَ جَنْبَیهِ [١].
د. دستور عمرسعد که مانع سخنرانی او بشوند و نگذارند سخنانش شنیده شود. نه در مقابل شمشیر و بازویش و نه در مقابل منطق و سخنش تاب نمیآوردند.
آنچه از امام ظهور کرد:
الف. شجاعت بدنی.
ب. قوّت قلب و روح.
ج. ایمان به حق و قیامت، که ساعت به ساعت بر بشاشتش افزوده میشد.
د. صبر و تحمل.
ه. رضا و تسلیم.
و. طمأنینه و عدم هیجان روحی و نشنیدن یک سخن [از او] که حاکی از غضب و خشم و از جا در رفتن باشد.
[١]. [این، فرزند کشنده عرب است. به خدا سوگند جان پدرش در میان دوپهلوی اوست.]