مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٣ - شعر و سرود
شعرای زمان ائمّه چه خدمتها کردند! ما در تاریخ اسلام شعرهای حماسی و توحیدی داریم در عربی و فارسی. (البته به زبانهای دیگر مثل ترکی و اردو هم داریم).
شعرهای فوق العادهای داریم در وعظ و اندرز در عربی و فارسی. همه اینها از نتایج فرهنگ اسلامی است. اثری که شعر دارد نثر ندارد. اعجاب نهج البلاغه این است که نثر است و اینهمه فصیح و زیباست به طوری که در حد شعر و بلکه والاتر از شعر است. در زبان فارسی، شما نمیتوانید یک صفحه نثر پیدا کنید که برابر باشد با یک صفحه شعر سعدی، باتوجه به اینکه نثر عالی زیاد داریم مثل کلمات قصار خواجه عبداللَّه انصاری یا نثر سعدی.
ملّای رومی با آنهمه قدرت و توانایی، وقتی که سراغ مجالس وعظش میروی میبینی چیزی نیست، یعنی آنها که به نثر گفته چیزی نیست. ما در عربی هم نداریم نثری که قدرت خارق العاده نهج البلاغه در آن باشد. شعر در قالب خودش خیلی کار کرده و خیلی میتواند کار کند. شعر بد میتواند خیلی بد باشد و شعر خوب هم میتواند خیلی خوب باشد. شعرهای حکمت، شعرهای توحید، شعرهای معاد، شعرهای نبوت، شعرهای در مدح پیغمبر، در مدح ائمّه اطهار، درباره قرآن، شعرهای به صورت رثا و مرثیه به شرط اینکه خوب باشند، مثل اشعار شعرای زمان ائمّه، میتوانند بسیار مؤثّر باشند.
من یک وقتی در سخنرانیهایی گفتم بسیار تفاوت است میان مرثیههایی که کمیت یا خُزاعی میگفت و مرثیههایی که در زمانهای اخیر امثال جوهری و حتی محتشم میگویند. مضامین، از زمین تا آسمان تفاوت دارند. آنها خیلی آموزنده است و اینها آموزنده نیست، و بعضی از اینها اصلًا مضرند.
اقبال لاهوری یا اقبال پاکستانی واقعاً یک دانشمند ذی قیمت است. کسی است که رسالتی در زمینه اسلام برای خودش احساس میکرده و از هر وسیله خوب و مشروعی برای هدف خودش استفاده کرده است. یکی از وسایلی که از آن استفاده کرده، شعر است. در شعرای فارسی زبان، بخصوص در عصرهای متأخّر، از نظر داشتن هدف بدون شک ما شاعری مثل اقبال نداریم. اگر شعر برای شاعر وسیله باشد برای هدفش، دیگر نظیر ندارد. اقبال آنجا که میبایست سرود بگوید، سرود میگفت. سرود فوق العادهای را که به عربی ترجمه شده، به اردو گفته است. در سالهای اخیر آقای سید محمّد علی سفیر این سرود را به فارسی ترجمه کرد که در حسینیه ارشاد اجرا میشد.