مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - ملاآقای دربندی و « اسرارالشهادة »
یا از این کتاب چیزی نقل کنی که جایز نیست و اساساً این کتاب از آن عالم نیست، مطالبش هم همه دروغ است. حاجی مینویسد همین کتاب به دست صاحب اسرارالشهادة افتاد، از اول تا آخرش را نقل کرد.
اینها گریه دارد، خدا میداند گریه دارد. این حکایت را هم برایتان نقل کنم، که تأثرآور است. باز ایشان نقل میکنند، نوشتهاند یک مردی رفت خدمت مرحوم صاحب مقامع [١] و گفت من دیشب خواب وحشتناکی دیدم. گفت چه خواب دیدی؟
گفت: خواب دیدم که با این دندانهای خودم گوشتهای بدن امام حسین علیه السلام را دارم میکنم. این مرد عالم لرزید، سرش را پایین انداخت، یک مدتی فکر کرد، گفت: شاید تو مرثیه خوان هستی؟ گفت: بله آقا. گفت: دیگر بعد از این یا اساساً مرثیه خوانی را ترک کن یا از کتابهای معتبر نقل کن. تو با این دروغهایت داری گوشت بدن امام حسین را با این دندانهای خودت میکنی. این لطف خدا بوده که لااقل در این رؤیا به تو نشان بدهد.
قبلًا عرض کردم، اگر کسی تاریخ عاشورا را بخواند، میبیند از زنده ترین و مستندترین و پرمنبع ترین تاریخهاست. ما احتیاجی [به این دروغها] نداریم. حالا گذشته از این که اصلًا دروغ جعل کردن کار غلطی است، احتیاجی نیست، آنقدر راست هست که همانها را اگر بگوییم کافی است. مرحوم آخوند خراسانی میگفته است اینهایی که دنبال روضه نوِ نشنیده هستند بروند روضههای راست را پیدا کنند که آنها را احدی نشنیده است؛ و اینطور است. باز عرض کردم، خطبههایی که امام حسین در مکه و در حجاز به طورکلی، در بین راه و در کربلا خوانده است، خطابههایی که اصحابش خواندهاند، سؤال و جوابهایی که با حضرت شده است، نامههایی که میان ایشان و دیگران مبادله شده است، نامههایی که میان خود دشمنان مبادله شده است، علاوه بر نقل کسانی که حاضر وقعه عاشورا بودهاند، چه از دشمنان و چه از دوستان، [همه اینها جزئیات این حادثه را روشن کرده است.] سه چهار نفر از دوستان امام حسین بودند که جان به سلامت بیرون بردند. از جمله غلامی است به نام عَقبة بن سمعان (یا عُقبة بن سمعان) و این مرد از مکه همراه امام بود و وقایع نگار قضیه کربلا
[١]. مرحوم آقا محمدعلی، پسر مرحوم وحید بهبهانی، که ظاهراً جد این آقایانِ آل آقا است. مرد بزرگی بوده است، پدر و پسر. در کرمانشاه بوده. مرحوم آقا محمدعلی به کرمانشاه آمد، خیلی هم نفوذ و اقتدار پیدا کرد.