مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٤ - ٣ حواشی استاد بر کتاب « شهید جاوید »
زشتی بی عفتی را به صورتی هر چه نامطلوبتر نشان بدهد.
همین، جواب مؤلف است.
صفحه ١٦٠:
مثلًا اگر عبید اللّه زیاد با مسلم بن عقیل بیعت میکرد و مسلم برای امام مینوشت که عبید اللّه زیاد حکومت را به من واگذار کرده و ما منتظریم شما زودتر به کوفه بیایید، براساس این تصور باید آن حضرت در جواب مسلم بنویسد: به عبید اللّه زیاد بگو من میل ندارم عراق را تسخیر کنم و حکومت یزید را ریشه کن سازم بلکه میخواهم به کربلا بروم و کشته شوم. پس از طرف من از عبید اللّه زیاد تقاضا کن که قدرت حکومت را به دست بگیرد و قشونی بفرستد که مرازیر نظر بگیرند و اجباراً در کربلا پیاده کنند، آنگاه نیروهای دیگری اعزام کند که مرا با اصحابم بکشند و خانوادهام را به اسیری ببرند!!!.
هوچیگری است.
صفحه ١٦١:
یا اگر صبح عاشورا عمربن سعد توبه میکرد و خود و نیروهای خود را دراختیار امام میگذاشت که کوفه را تسخیر کند وعبید اللّه زیاد را نابود گرداند و با قدرت ارتش خویش حکومت یزید را بکوبد، براساس این تصورباید آن حضرت از عمربن سعد تقاضا کند که توبه خود را بشکند و نیروهایش را در اختیار امام نگذارد بلکه فرمان قتل فرزند پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله را صادر کند، و اگر عمربن سعد این تقاضارا نمیپذیرفت و توبه خود را نمیشکست و فرمان کشتن امام را صادر نمیکرد برنامه آن حضرت اجرا نمیشد و باید حسین بن علی علیه السلام بدون اینکه برنامهاش اجرا شده باشد به مدینه برگرددو اگر کسی پرسید چرا برگشتید، بفرماید: نقشه من این بود که عمال حکومت مرا بکشند ولی چون آنان راضی نشدند مرا بکشند و خانوادهام را اسیر کنند به مدینه برگشتم!!! هوچیگری است.