مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٢ - اصول اجتماعی و برابری اسلامی
از مجموع روشن میشود که پسر زیاد میخواست منطق جبرگرایی در عین عدل گرایی را پشتوانه کار خود قرار دهد.
هر جریانی بالأخره به یک فلسفهای برای پشتیبانی و حمایت احتیاج دارد. جنگ تبلیغاتی آنجاست که فلسفهها با هم میجنگند.
اهل بیت پیغمبر یکی از آثار وجودیشان این بود که نگذاشتند فلسفه اقناعی دشمن پا بگیرد.
کار دیگرشان این بود که از نزدیک به وسیله خود دشمن توانستند با مردم تماس بگیرند، درصورتی که قبلًا آحاد و افراد جرأت تماس نداشتند. زینب از تریبون دشمن استفاده کرد. استفاده از تریبون دشمن درحقیقت جنگ را تا خانه دشمن کشیدن است.
استفاده [اهل بیت امام] از فرصت برای معرفی شخصیت واقعی خود که کوفه را تبدیل کردند به پایگاه انقلاب. همان مردم گفتند: کهولُهُمْ خَیرُ الْکهولِ وَ شَبابُهُمْ [١] ...
مجموعاً کوفه و شام و بین راه، قبل از رفتن آنها و بعد از رفتن آنها دو جور بود.
انقلاب کوفه آنچنان شد که توّابین را به وجود آورد و بعد همین کوفه علیه شام و ابن زیاد قیام کرد و ابن زیاد در جنگ با همین کوفیان کشته شد، و [در] شام اثرش آن است که در مسجد اموی ظاهر گشت.
اینکه یزید روزهای آخر روش خود را عوض کرد علامت این بود که مغلوب شده بود و اینکه دستور داد [اهل بیت امام] مکرّماً و محترماً به مدینه بازگردند به همین جهت بود. اینکه در قیام حَرّه دستور داد مخصوصاً متعرض علی بن الحسین نشوند به همین جهت بود.
[١]. [پیرانشان بهترین پیرانند، و جوانانشان ...]