مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٠ - اصول اجتماعی و برابری اسلامی
لَقَدْ جِئْتُمْ شَیئاً ادّاً تَکادُ السَّمواتُ یتَفَطَّرْنَ مِنْهُ [١] ...
د. انتقام الهی:
فَلا یسْتَخِفَّنَّکمُ الْمَهْلُ فَانَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لا یحْفِزُهُ الْبِدارُ وَ لا یخْشی عَلَیهِ فَوْتُ الثّارِ، کلّا انَّ رَبَّک لَنا وَ لَهُمْ لَبِالْمِرْصادِ [٢].
١٧. در بحث «تبلیغ» گفتهایم که موفقیت یک پیام چند شرط دارد: غنای محتوای خود پیام، استخدام وسائل مشروع و پرهیز از وسائل ضد، استفاده از متد صحیح، شخصیت حامل پیام.
بحث ما فعلًا درباره دو مطلب است: یکی بحث کلی درباره شرایط حامل پیام، دیگر بحثی شخصی درباره تأثیر شخصیت اهل بیت در تبلیغشان، که البته تبلیغشان دو جنبه دارد، یکی اینکه اسلام را شناساندند، دیگر اینکه مردم را به ماهیت اوضاع آگاه ساختند.
راجع به قسمت دوم باید دید چه زمینهای ساخته بودند، چه پردهای بر روی اوضاع کشیده بودند و چگونه بودند و چگونه میخواستند وانمود کنند و چگونه اهل بیت این پرده نفاق را دریدند. پسر زیاد در مجلس خودش خطاب به حضرت زینب میگوید:«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذی قَتَلَکمْ وَ فَضَحَکمْ وَ اکذَبَ احْدوثَتَکمْ» و از جمله «اکذَبَ احْدوثَتَکمْ» کاملًا پیداست که میخواهد بگوید ببینید! بهترین دلیل بر اینکه حکومت، به حق باید دست ما باشد و سخنان شما ناحق بود این است که خداوند شما را مغلوب کرد. این منطق، منطق کسانی است که همیشه وضع موجود را بهترین وضع و دلیل آن را امضای خدا میدانند که اگر بد میبود که خدا خودش آن را از بین میبرد، چون هست پس درست است و باید باشد، رابطهای است میان هست و باید باشد، چون هست پس باید باشد و خوب است [٣]، آنچنانکه در جاهلیت میگفتند: انُطْعِمُ مَنْ لَوْ یشاءُ اللَّهُ
[١]. [راستی که کار ناپسندی کردید که نزدیک است آسمانها از شدت آن بشکافد.][٢]. [پس این مهلت الهی شما را سبکسار نسازد که عجله و شتاب، خدا را به شتاب نیندازد و بیم از دست رفتن انتقام بر خدا نرود، هرگز، که خداوند در کمین ما و آنها نشسته است.][٣]. به عبارت دیگر جبرگرایی در عین عدل گرایی، آنچنانکه مرجئه کردند.