مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٧ - اصول اجتماعی و برابری اسلامی
شاءَ انْ یراک قَتیلًا، وَ انَّ اللَّهَ شاءَ انْ یراهُنَّ سَبایا» [١]. البته مقصودی که در آن زمان میفهمیدهاند اراده تشریعی بوده نه اراده تکوینی. مقصود از اراده تکوینی، قضا و قدر حتمی الهی است و مقصود از اراده تشریعی، مصلحت و رضای الهی است، مثل «یریدُ اللَّهُ بِکمُ الْیسْرَ وَ لایریدُ بِکمُ الْعُسْرَ» [٢].
نتیجه این است که طبق منطق روایات، حمل اهل بیت و زنان و کودکان براساس یک مصلحت بوده که امثال ابن عباس نمیتوانستهاند درک کنند.
ب. مقدمه دوم این است که زن در تاریخ سه گونه نقش داشته و یا میتوانسته است داشته باشد. یکی اینکه شئ بوده و گرانبها و درنتیجه منفی محض و در ردیف قاصران بوده، بی نقشی بوده در ردیف اشیاء گرانبها، و آن همان منطق کنج خانه و خدمت به مرد و زاییدن و شیردادن [است] بدون آنکه استعدادهای روحی او رشد کند، بدون اینکه تعلیم و تربیت واقعی بیابد و شخصیت پیدا کند؛ هرچه دست و پا شکستهتر بهتر و گرانبهاتر، هرچه بیزبانتر بهتر و گرانبهاتر، هرچه بیخبرتر گرانبهاتر و بهتر، و هرچه بی ارادهتر بهتر، هرچه ناآگاهتر بهتر، هرچه اسیرتر و مسلوب الارادهتر بهتر، و هرچه منفعلتر و بیهنرتر بهتر؛ یعنی از سه اصلی که شخصیت انسانی انسان را تشکیل میدهد (آگاهی، آزادی، خلاقیت) هرچه نداشته باشد بهتر. ولی در این نقش، زن ملعبه فرد مرد هست اما ملعبه جامعه مردان نیست.
نقش دوم این است که اساساً تفاوت مرد و زن را ندیده بگیریم و هرگونه حریم را که احترام زن بسته به اوست برداریم و زن را مورد دستمالی و بهره برداری کامل قرار دهیم، فاصله و حریم را بکلی از میان ببریم. در این نقش، زن شخص بوده و عامل تاریخ اما بیبها و نقشش بیشتر در جهت فساد تاریخ بوده است. به عبارت دیگر زن در آن نقش تاحدی عزیز و محبوب و گرانبها بود اما ضعیف، یک ضعیف گرانبها و یک «شئ» گرانبها. و در نقش دوم یک «شخص» بود اما شخص بیبها.
نقش سوم و یا مکتب سوم آن است که «شخصِ گرانبها» باشد و آن به دو چیز وابسته است: یکی رشد استعدادهای خاص انسانی یعنی علم، اراده، قدرت ابتکار و خلاقیت، و دیگر دوری از ابتذال و مورد بهره گیری مرد بودن. پس رشد استعدادها در
[١]. [همانا خداوند خواسته است که تو را کشته و خانواده تو را اسیر ببیند.][٢]. بقره/ ١٨٥ [خداوند راحتی و آسایش شما را خواسته و زحمت و سختی شما را نخواسته است.]