مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٤ - عنصر تبلیغ درنهضت حسینی
درحالی که یک پا را به پایین گذاشته و روگردانده بود در حال فرار بود و خود جوان نیز فوق العاده زیبا بود. گفتند: این، تجسم فکر افلاطون است که هر عشقی پس از رسیدن تبدیل به بیزاری میشود و معشوقها در اثر وصال منفورها میشوند.
ولی این تجسم یک تجسم بیروح بود. در اسلام تجمسهای زنده و روحدار و جاندار و واقعی است. حادثه کربلا یک تجسم است از اسلام در همه جنبهها اما جاندار و روحدار.
حادثه امام حسین گویی برای ایجاد یک نمایش حماسی و پرخاشگری و تراژدی و وعظی و عشق الهی و مساوات اسلامی و عواطف انسانی، همه در آخرین اوج، به وسیله قهرمانهای مختلف از پیر و جوان، زن و مرد، آزاد و برده و یا آزاد شده، بالغ و کودک به وجود آمده و همه ابعاد اسلام را هم نشان میدهد؛ هم توحید و عرفان و عشق الهی و تسلیم و رضا و نرد محبت با حق باختن و پاکبازی با خدا، و هم در عین حال جنبه اعتراض و پرخاشگری شدید و همدردی با محرومان، و هم حماسه اخلاقی تحرک و تحمس شجاعت و حماسه انسانی، و هم وعظ و اندرز و سکون خاصِ به آن، و هم برابری و مساوات اسلامی، و هم تجلّی عالیترین عواطف اخلاقی و اسلامی، مثلًا ایثار (داستان ابوالفضل علیه السلام)، فداکاری و سبقت در آن. این است معنی جامع بودن قیام حسینی. اولًا از نظر هدف و مقصد و ایده و فکر، حامل همه ایدههای اصلی اسلام است نه یک جنبه خاص. ثانیاً از نظر بازی کنندگان و متعهدان به نقش.
من شعرایی نظیر محتشم را نفی کلی نمیکنم، همچنانکه شعرایی مانند عُمّان سامانی و صفی علیشاه را. اولی تکیه بر جنبه تراژدی و مظلومیت کرده است و دو تای دیگر بر جنبه عرفانی و عشق الهی، همچنانکه اقبال لاهوری بیشتر بر جنبههای اجتماعی آن تکیه کرده است. چون این قیام، این حرکت، این نهضت (و همه این کلمهها برای نشان دادن این حادثه، کوچک است) همه این جنبهها را داشته است و هر یک از اینها یک بعد از ابعاد و یک لا از چند لای این حادثه است. البته یک حادثه توحیدی کامل، جامع همه مراتب است.
اما بُعد توحیدی و عرفانی: رِضَی اللَّهِ رِضانا اهْلَ الْبَیتِ- رِضاً بِقَضائِک وَ تَسْلیماً لِامْرِک، لامَعْبودَ سِواک یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ. اشراق چهره آن حضرت در لحظات آخر. حدیث امام سجاد علیه السلام درباره بعضی اصحاب. زمزمه شب عاشورا و یا معراج حسینی. نماز روز