مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٣ - عنصر تبلیغ درنهضت حسینی
ج. ص ١٦:
و جعل ینوء برقبته (برکبته) ویکبو فطعنه سنان فی ترقوته، ثمّ انتزع السّنان فطعنه فی بوانی صدره، و رماه سنان [١] أیضاً بسهمٍ فوقع فی نحره، فجلس قاعداً و نزع السّهم و قرن کفّیه جمیعاً حتّی امتلأتا من دمائه فخضّب بهما رأسه ولحیته و هو یقول: هکذا ألْقَی اللَّهُ مُخَضَّباً بِدَمی مَغْصوباً عَلی حَقِّی [٢].
١٤. گفتیم همانطور که قرآن کریم در عین اینکه شعر نیست آهنگ پذیر است آنهم آهنگهای مختلف، آنهم هر آهنگی متناسب با آیاتی و متناسب با معانی آن آیات- آنچنانکه طه حسین در مرآة الاسلام (آئینه اسلام، ترجمه مرحوم آیتی) بیان کرده است- جریان حادثه کربلا نیز شبیه پذیر یعنی نمایش پذیر است و سوژه فراوان دارد و با اینکه یک حادثه واقعی و طبیعی است آنچنان صورت گرفته که گویی خواستهاند با آن یک نمایشنامه تهیه کنند. اکنون میگوییم این پر سوژه بودن و شبیه پذیر بودن معلول یک چیز دیگر است و آن این است که گویی در حادثه کربلا بنا بوده است که اسلام در همه ابعادش و همه جنبه هایش تجلی کند و به عبارت دیگر عملًا و واقعاً- نه ظاهراً و برای تماشای دیگران- تجسم داده شود و به مرحله عمل درآید.
مسأله تجسم دادن فکر گاهی صرفاً نقش است و شکل است و صورت است و نمایش است، یعنی بیروح است و به بازی گرفتن خیال است؛ مثل آنچه آقای راشد نقل میکرد که در یکی از موزههای خارجی مجسمه زنی فوق العاده زیبا را بر روی تختی دیده بود که جوانی در حالی که نشان میداد قبلًا هماغوش زن بوده است،
[١]. بعید نیست که «سنان» اشتباه باشد و همان «دارمی» است.[٢]. [و همینطور که به زحمت برمیخاست و دوباره به صورت به زمین میخورد، سنان نیزهای به گرده حضرت زد و سپس نیزه را بیرون کشید و در استخوانهای سینه حضرت فروبرد. و همین سنان تیری پرتاب کرد که در گلوی حضرت نشست. حضرت بر زمین نشست و تیر را بیرون کشید، سپس دو دست مبارک به زیر خون گرفت تا از خونش پر شد، و با دو دست خون آلود خود سر و صورت خویش رنگین ساخت و در همین حال میگفت: این گونه خدا را دیدار میکنم که به خونم آغشته باشم و حقّم به تاراج رفته است.]