مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤ - احساس شخصیت
داشته باشد تا نان داشته باشد؛ یعنی اگر میخواهی نان داشته باشی، زور داشته باش.
ولی اقبال میگوید: این حرف درست نیست. اگر میخواهی نان داشته باشی، آهن باش. (نمیگوید آهن داشته باش، بلکه آهن باش) یعنی شخصیت تو شخصیتی محکم به صلابت آهن باشد. میگوید شخصیت داشته باش؛ چرا به زور متوسل میشوی، چرا به اسلحه متوسل میشوی، چرا میگویی اگر میخواهی نان داشته باشی باید اسلحه داشته باشی؟ بگو اگر میخواهی هرچه داشته باشی خودت آهن باش، خودت فولاد باش، خودت شخصیت داشته باش، خودت صلابت داشته باش، خودت منش داشته باش. اگر یک ملت بیچاره و بدبخت، ایمانش را به آنچه که خودش از فلسفه زندگی دارد از دست بدهد و مرعوب یک ملت دیگر بشود، در تمام مسائل آن جور فکر میکند که دیگران فکر میکنند و اصلًا نمیتواند شخصاً در مسائل قضاوت کند. هر موضوعی را فقط به دلیل اینکه مد است یا پدیده قرن است، به دلیل اینکه در جامعه آمریکا و در جامعه اروپا پذیرفته شده است، میپذیرد و دیگر منطق سرش نمیشود.
در یکی دو سال قبل در کتابی از یک نفر از متجددین ایرانی- که کتاب بدی هم نیست- میخواندم که در زمانی که من در لندن بودم حادثه خیلی جالبی پیش آمد و آن اینکه دختر سفیرکبیر سابق انگلستان در مسکو که قهراً از شخصیتهای خیلی معتبر انگلستان بود، عاشق یک سیاه پوست شده بود و با این سیاه پوست ازدواج کرد و باعث غوغایی در انگلستان شد که چرا این دختر سفیدپوست، آنهم دختر یکی از شخصیتهای بزرگ انگلستان با یک سیاه پوست ازدواج کرده است؟ مدتها این مطلب سوژه شده بود و یک روزنامه نوشت که این موضوع این همه سر و صدا ندارد، دنیا دارد به طرف تساوی میرود و دنیای امروز میان نژادها تساوی قائل است و بعلاوه در چهارده قرن پیش دین اسلام که یکی از مذاهب بزرگ جهان است اختلاف سفید و سیاه را برداشته است. در آن کتاب نوشته بود در یک مجلسی که عدهای از انگلیسیها در آن بودند، چند جوان ایرانی هم بودند. صحبت این موضوع میشود که فلان روزنامه چنین حرفی نوشته و به اسلام استناد کرده است که اسلام در چهارده قرن پیش، از سیاهان حمایت کرده و آنها را همدوش سفیدها قرار داده است و یک مرد انگلیسی گفته بود یک دین کثیف باید هم از کثیفها حمایت کند. و بعد نوشته بود دو نفر جوان ایرانی که در آن مجلس بودند خیلی افسرده شده و گفته بودند چرا ما باید یک دینی داشته باشیم که اسباب سرشکستگی ما باشد، و بعد هم ماجرای این مجلس را