مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٧ - دشمنی ابوسفیان با اسلام
آمد و دست به شانهاش زد و فرمود:«بِاللَّهِ غَلَبْتُک یا اباسُفْیانَ!» [١].
دشمنی ابوسفیان با اسلام
در غزوه حنین [ابوسفیان] همینکه هزیمت مسلمین را دید، با خوشحالی گفت: «ما اریهُمْ یقِفونَ دونَ الْبَحْرِ» [٢] و در جنگ شام وقتی که رومیها جلو میرفتند میگفت:
«ایهٍ بَنِی الْاصْفَرِ» [٣] و همینکه عقب مینشستند میگفت: «وَیلٌ لِبَنِی الْاصْفَرِ» [٤] پیامبر برای تألیف قلب، دخترش را تزویج کرد، خانهاش را مأمن قرار داد، او را در رأس مؤلّفة القلوب قرار داد (ولی حکومت به او و پسرانش نداد؛ همین قدر که تألیف قلب شده باشد نه اینکه قدرتی دراختیار آنها گذاشته شود). در عین حال مسلمین از او اجتناب میکردند. او از این کار خسته شد و از رسول اکرم خواهش کرد که معاویه کاتب آن حضرت (نه کاتب وحی) بوده باشد. در قضیه خلافت آمد به در خانه علی علیه السلام و عباس ... عقّاد میگوید علی فرمود: لا وَ اللَّهِ لا اریدُ أنْ تَمْلَأَها عَلَیهِ خَیلًا وَ رَجِلًا، وَ لَوْلا أَ نَّنا رَأینا أبابَکرٍ لِذلِک أهْلًا ما خَلَّیناهُ وَ إیاهُ [٥]. (این جمله قطع نظر از همه چیز با جمله نهج البلاغه در همین قصه:«شُقّوا امْواجَ الْفِتَن» [٦] نیز منافات دارد.) ثُمَّ ابْنُهُ قائِلًا:
یا أباسُفیانَ! إنَّ الْمُؤْمِنینَ قَوْمٌ نَصِحَةٌ بَعْضُهُمُ لِبَعْضٍ، وَ إنَّ الْمُنافِقینَ قَوْمٌ غَشِشَةٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ تَتَخاذَلونَ وَ إنْ قَرُبَتْ دِیارُهُمْ وَ أبْدانُهُمْ [٧].
[ابوسفیان] در روز اول خلافت عثمان گفت: «یا بَنی امَیةَ! تَلَقَّفوها تَلَقُّفَ الْکرَةِ ...».
[١]. [به سبب خدا بر تو پیروز شدمای ابوسفیان!][٢]. [گمان ندارم که تا پیش از رسیدن به دریا توقف کنند.][٣]. [ای رومیان ادامه دهید.][٤]. [وای بر بنی اصفر (رومیان)!][٥]. [نه- به خدا سوگند- نمیخواهم خانه را بر ضد او از سواره و پیاده پر کنی، و اگر ابوبکر را اهل این کار نمیدیدیم او را در این امر آزاد نمیگذاشتیم.][٦]. نهج البلاغه، خطبه ٥ [امواج دریای فتنه را (با کشتیهای نجات) بشکافید.][٧]. [سپس پسرش گفت: ای اباسفیان! مؤمنان گروهی هستند که خیرخواه یکدیگرند، و منافقان گروهی دغلبازند که دست از یاری یکدیگر میدارند هرچند شهرها و بدنهاشان به هم نزدیک باشد.]