مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٣ - علل تقدّس یک نهضت
قول ناسیونالیستها برای تعصبات ملی و وطنی قیام کند، چنین قیامی مقدس نیست بلکه از آن نظر که مستلزم وسیله قرار دادن دیگران است محکوم است، خواه موفق شود و خواه شکست بخورد. چنین قیامی معامله و تجارت است که گاهی سود دارد و گاهی زیان؛ نه سود بردنش اهمیتی دارد و نه زیان بردنش. این گونه قیامها مبارزه شخص با شخص است به خاطر منافع، و به همین دلیل بیارزش است. اینکه امام به تبعیت از پدر بزرگوارش میفرمود:«اللَّهُمَّ انَّک تَعْلَمُ انَّهُ لَمْ یکنْ ما کانَ مِنّا مُنافَسَةً فی سُلْطانٍ ...» ناظر به این است که درد ما و آرزوی ما چه بوده است.
ولی اگر قیام و مبارزه، مبارزه شخص با شخص نبود، مبارزه به خاطر منافع نبود، بلکه مبارزه با نوعی عقیده و نوعی رژیم مبتنی بر ظلم و فساد و شرک و بت پرستی و برای رهایی بشریت از بردگیهای اجتماعی و خطرناکترْ اعتقادی و بالأخره برای نجات بشریت از چنگال عفریت جهل و ضلالت و هیولای ظلم و استبداد و استثمار بود (وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیک لِیسْتَنْقِذَ عِبادَک مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِ) و به انگیزه امر خدا و تحصیل رضای حق بود که «انَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحْیای وَ مَماتی للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» [١]، براساس از خودگذشتگی و فداکاری بود، و خلاصه اگر خالِصاً لِوَجْهِ اللَّه بود و هیچ منفعتی نداشت بلکه منافع را به خاطر حقیقت به خطر انداخت، چنین مبارزهای چون جلوهای از روح حقیقت پرستی بشر است و بر ضد خودپرستی بشر است و چون مصداق «انّی اعْلَمُ ما لا تَعْلَمون» [٢] است طبعاً تقدّس و تعالی و عظمت پیدا میکند.
چنین مبارزهای مصداق هجرت الی اللَّه و الی الرّسول است که در حدیث آمده است. به عبارت دیگر، یک بُعد قداست مربوط است به اینکه درد صاحب نهضت چه نوع دردی است و آرزویش چه نوع آرزویی است.
قیام امام حسین این عنصر را در حد اعلی واجد بود. منافعش کاملًا تأمین میشد ولی او حاضر شد برای نجات جهان اسلام و برای نجات مسلمین از چنگال ظلم، جان و مال و تمام هستی خود را به خطر بیندازد. از این جهت، آن حضرت صددرصد یک شهید و یک پاکباخته است بلکه سیدالشّهداء و سالار پاکباختگان است.
عامل دومی که به یک نهضت قداست و تعالی و جنبه جاودانی میدهد، شرایط
[١]. انعام/ ١٦٢.[٢]. بقره/ ٣٠.