مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - روش و اسلوب صحیح
دورهای را دوره علم جدید مینامند. البته علم، قدیم و جدید ندارد ولی دورهای را دوره جدید برای علم مینامند. تفاوت دوره جدید با دوره قدیم علم در چیست؟ در دوره جدید، علم سرعت و پیشرفت فوق العادهای پیدا کرد. یکمرتبه مثل اینکه مانعی را از جلوی چرخ علم برداشته باشند، علم به سرعت شروع کرد به حرکت کردن، درصورتی که حرکت علم در دوران قدیم کندتر بود. اما علت این سرعت در دوره جدید چیست؟ آیا علمای جدید مثل پاستور نبوغ بیشتری از علمای قدیم مثل بقراط و جالینوس و بوعلی سینا داشتهاند؟ به عبارت دیگر، آیا علت این است که در دنیای جدید اشخاص خارق العادهای پیدا شدند که در دنیای قدیم چنین شخصیتها و مغزهای متفکری نبودند؟ نه، چنین نیست. شاید امروز احدی ادعا نکند که نبوغ پاستور یا دیگران از نبوغ ارسطو، افلاطون، بوعلی سینا، بقراط، جالینوس و یا خواجه نصیرطوسی بیشتر بوده، ولی سرعت و موفقیت کار اینها بیشتر بوده است. سرّش چیست؟.
میگویند سرّش این است که اسلوب علما یکمرتبه تغییر کرد. از وقتی که اسلوب علما در تحقیق عوض شد، سرعت پیشروی علم بیشتر شد. اسلوبها در موفقیتها نقش دارند. ممکن است شما یک فرد نابغه و باهوش و بااستعداد و پرکاری را در رأس یک مؤسسه قرار بدهید و نتواند اداره کند. فرد دیگری را که به اندازه او نبوغی از نظر حافظه و هوش و استعداد و درک ندارد، در رأس همان مؤسسه قرار بدهید و بهتر اداره کند، از باب اینکه سبک و روش او بهتر است.
مثال واضحتر و روشنتری بزنیم: مکرر افرادی را دیدهایم که بسیار باهوش، بااستعداد و پرحافظه هستند اما موفقیت اینها در یادگیری کمتر از موفقیت کسانی است که از نظر هوش و حافظه و قدرت کار در سطح پایین تری قرار دارند، چرا؟ برای اینکه سبک کار اینها بهتر است. مثلًا یک آدم خیلی پرحافظه ممکن است در شبانه روز شانزده ساعت یکسره کار کند، اما چگونه؟ یک کتاب را از اول تا آخر مطالعه میکند.
بعد فوراً کتاب دیگری را برمیدارد و مطالعه میکند، درصورتی که این کتاب در یک رشته است و آن کتاب در یک رشته دیگر. بعد کتابی دیگر، بعد یک درس دیگر، یک بلبشویی راه میاندازد. ولی یک نفر ممکن است که قدرت هشت ساعت کارْ بیشتر نداشته باشد، ولی وقتی کتابی را مطالعه میکند اولًا با دقت میخواند نه با تندی؛ ثانیاً به یک دور خواندن اکتفا نمیکند، یک بار دیگر همین کتاب را میخواند. به کتاب