مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤ - ابزار پیام رسانی
بود. گو اینکه ایشان در اثر نفوذی که داشتند تا حد زیادی در آن منطقه جلوی این مسأله را گرفته بودند ولی همیشه یک کشمکش در این مورد وجود داشت. ایشان میگفتند شما کارهای مسلّم الحرامی را به نام امام حسین مرتکب میشوید و این، کار درستی نیست.
یادم هست در سالهایی که در قم بودیم در آنجا هم یک نمایشها و شبیههای خیلی مزخرفی در میان مردم بود. سالهای اول مرجعیت مرحوم آیت اللَّه بروجردی (رضوان اللَّه علیه) بود که قدرت فوق العاده داشتند. قبل از محرم بود. به ایشان گفتند وضع شبیه خوانی ما اینجور است. دعوت کردند، تمام رؤسای هیئتها به منزل ایشان آمدند. از آنها پرسیدند: شما مقلّد چه کسی هستید؟ همه گفتند: ما مقلّد شما هستیم.
فرمودند: اگر مقلّد من هستید، فتوای من این است که این شبیههایی که شما به این شکل درمیآورید حرام است. با کمال صراحت به آقا عرض کردند که آقا ما در تمام سال مقلّد شما هستیم الّا این سه چهار روز که ابداً از شما تقلید نمیکنیم!! گفتند و رفتند و به حرف مرجع تقلیدشان اعتنا نکردند. این نشان میدهد که هدفْ امام حسین نیست، هدفْ اسلام نیست، نمایشی است که از آن استفادههای دیگری و لااقل لذتی میبرند. این، شکل قدیمیاش بود.
شکل مدرنش را ما امروز در نمایشهایی که برای عرفا و فلاسفه هر چند وقت یک بار در خارج و داخل به عنوان کنگرهای بزرگ به نام فلان عارف بزرگ مثلًا مولوی تشکیل میدهند، میبینیم. یک چیزی هم میگویند که عرفا مجلس سماع دارند، که در خود مجلس سماع هزار حرف است. حالا گیرم آن مرد عارف مجلس سماعی هم داشته است؛ آن مجلس سماع مشروع یا نامشروع بوده من کاری ندارم، ولی آن مجلس سماع قدر مسلّم اینطور نبوده که چهار تا رقّاص و مطربی که آنچه سرشان نمیشود معانی عرفانی است در آن شرکت میکردهاند. بعد ما میبینیم وقتی که جشن هفتصدمین سال [وفات] مولوی را میگیرند [١]، یگانه کاری که شده این است که یک عده رقّاص آوردهاند و به اصطلاح مجلس سماع درست کردهاند، یک مجلس شهوترانی. این هم شأن مولوی!.
اگر هدف مشروع باشد، باید از وسایل مشروع استفاده کرد. از طرف دیگر باز
[١]. [اشاره به کنگرهای است که به وسیله رژیم فاسد پهلوی برگزار شد.]